Al-Anfaal
یہ عربی کے سوا کسی اور زبان میں ایک تفسیر ہے جیسا Quranic Universal Library (QUL، از Tarteel) کے پاس ہے، QUL کے ڈیٹا کی اس کھلی نقل سے لیا گیا جو spa5k/tafsir_api رکھتا ہے۔ QUL کے اندراج میں یہ نہیں بتایا گیا کہ اسے کس نے لکھا یا ترجمہ کیا اور وہ کس چھپے ہوئے ایڈیشن کی پیروی کرتی ہے، اور متن کے لیے کوئی لائسنس بیان نہیں کیا گیا، اس لیے اسے دکھانے کا حق تصدیق شدہ نہیں۔ کسی نے اسے چھپی ہوئی کتاب سے نہیں ملایا اور کسی عالم نے اس کا جائزہ نہیں لیا۔ ہر حصہ ان آیات کے ساتھ ہے جن پر وہ تبصرہ کرتا ہے، اور وہ آیات Tanzil کا قرآنی متن ہیں، جیسا وہاں ہے۔ سبیل نے اس میں سے کچھ نہیں لکھا اور نہ اس کا ترجمہ کیا۔
متن ماخوذ ازQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMIT2026-10-21 کو لیا گیا
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتُنَا قَالُوا۟ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَآءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَـٰذَآ ۙ إِنْ هَـٰذَآ إِلَّآ أَسَـٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ 31 وَإِذْ قَالُوا۟ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَـٰذَا هُوَ ٱلْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ 32 وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ ۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ 33 وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَمَا كَانُوٓا۟ أَوْلِيَآءَهُۥٓ ۚ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُتَّقُونَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ 34
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَـذَا إِنْ هَـذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ؛ چون آيات ما بر آنها خوانده شد ، گفتند : شنيديم و اگر بخواهيم همانند، آن مي گوييم ، اين چيزي جز افسانه هاي پيشينيان نيست. وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَـذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاء أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛ و آن هنگام را که گفتند : بار خدايا ، اگر اين که از جانب تو آمده حق است ، بر ما از آسمان باراني از سنگ ببار يا عذاب دردآوري بر ما بفرست. وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ؛ تا آنگاه که تو در ميانشان هستي خدا عذابشان نکند و تا آنگاه که از خدا آمرزش مي طلبند ، نيز خدا عذابشان نخواهد کرد. وَمَا لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُواْ أَوْلِيَاءهُ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ؛ چرا خدا عذابشان نکند ، حال آنکه مردم را از مسجدالحرام باز مي دارند، وصاحبان آن نيستند ? صاحبان آن تنها پرهيزگارانند ولي بيشترينشان نمي دانند.
(31) خداوند متعال در بیان کینهتوزی و عناد کسانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند، میفرماید: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا﴾) و چون آیات ما که بر صدق رسالت محمد دلالت مینماید، بر آنان خوانده شود، (﴿قَالُواۡ قَدۡ سَمِعۡنَا لَوۡ نَشَآءُ لَقُلۡنَا مِثۡلَ هَٰذَآ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) گویند: شنیدیم. اگر میخواستیم، قطعاً ما هم مثل این را میگفتیم، این چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست. و این از عناد و ستمگری آنها بود؛ چرا که قبلاً خداوند آنها را به مبارزه طلبیده بود تا سورهای مانند قرآن را بیاورند، و در این راستا از هرکسی کمک بطلبند؛ اما نتوانستند این کار را بکنند، و ناتوانی آنها آشکار گردید. پس اینکه گفتند:«اگر بخواهیم ما هم میتوانیم مانند این قرآن را بگوییم» فقط یک ادعا است؛ و واقعیت، آن را تکذیب کرد. و معلوم گردید که او صلی الله علیه وسلم بیسواد است، و نمیتواند بخواند و بنویسد، و به جایی نرفته بود تا اخبار گذشتگان را بخواند، اما با این وجود، این کتاب ارزشمند را آورد که باطل از هیچ طرفی به آن راه نمییابد، و از جانب خداوند حکیم و ستوده فرستاده شده است.
(32) (﴿وَإِذۡ قَالُواۡ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا﴾) و به یاد آور آنگاه که گفتند: بار خدایا! اگر آنچه که محمد مردم را به سوی آن فرا میخوانَد، (﴿هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٖ﴾) حق است، و از جانب تو است، پس، سنگهایی از آسمان بر ما بباران، یا ما را به عذاب دردناکی گرفتار ساز. این را در حالی گفتند که آنان به طور قطع به باطل خویش اعتقاد داشتند. و از گفتن سخن شایسته ناآگاه بودند. و اگر آنان ـ آنگاه که چنان دلایلی واهی و غیرحقیقی برای خود دست و پا کرده بودند که به طور قطع و یقین بر باطل خود پافشاری کنند ـ به کسی که با آنان مناظره میکرد و مدعی آن بود که حق با وی است، میگفتند:«اگر این حق است از جانب تو، پس ما را به سوی آن راهنمایی کن.» اگر آن زمان این را میگفتند، برایشان بهتر بود و از شدت ستم آنان میکاست. پس وقتی که گفتند: (﴿ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ ...﴾) به محض گفتن این سخن، معلوم شد که آنها بیخرد و احمق و نادان و ستمگر هستند
(33) زیرا اگر خداوند عذاب را در این دنیا بر آنان فرود میآورد، هیچ کس را از آنها باقی نمیگذاشت. اما خداوند متعال به خاطر حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم در میان آنها، عذاب را از آنان دور کرد، و فرمود: (﴿وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمۡ وَأَنتَ فِيهِمۡ﴾) و تا تو در میانشان هستی خداوند آنان را عذاب نمیدهد. پس وجود پیامبر صلی الله علیه وسلم آنها را از عذاب بیمه کرد. آنان با وجود اینکه این سخن را میگفتند و آن را در ملأ عام بیان میکردند، اما به قبح و زشتی آن واقف بودند، و میترسیدند که گرفتار عذاب شوند. بنابراین از خداوند متعال طلب آمرزش کردند. به همین جهت خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَاكَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمۡ وَهُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ﴾) ونیز در حالی که ایشان آمرزش میخواهند، خداوند آنها را عذاب نمینماید.
(34) این در حالی است که اسباب عذاب آنان فراهم شده بود، اما «استغفار آنان» مانع حلول عذاب خدا بر آنان گردید. سپس فرمود: (﴿وَمَا لَهُمۡ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ﴾) چرا خداوند آنها را عذاب ندهد؟ یعنی چه چیزی آنها را از عذاب خدا دور مینماید، حال آنکه آنها کاری را که موجب عذاب است انجام دادند، و آن بازداشتن مردم از مسجدالحرام است؟! به خصوص اینکه آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم و یارانش را که به مسجدالحرام اولی بودند از ورود به آن بازداشتند. بنابراین فرمود: (﴿وَمَا كَانُوٓاۡ أَوۡلِيَآءَهُۥٓ﴾) و مشرکین به مسجدالحرام اولی نیستند. احتمال دارد که ضمیر به «الله» برگردد، در این صورت معنی آیه چنین میشود: آنها هرگز دوستان خدا نمیباشند. و احتمال دارد ضمیر به «مسجدالحرام» برگردد، و در این صورت معنی آن چنین میشود: آنان از دیگران به مسجدالحرام اولی نیستند. (﴿إِنۡ أَوۡلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُتَّقُونَ﴾) اولیترین به آن فقط پرهیزگاراناند، و آنها کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده، وخدا را یگانه دانسته، و تنها او را عبادت کرده، و دین را برای او خالص گرداندهاند. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشترشان نمیدانند. بنابراین چیزی را برای خود ادعا کرده اند، که دیگران از آنان بدان اولیترند.