سیدھے مواد پر جائیں
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Nisaa
سورت 4

An-Nisaa

یہ عربی کے سوا کسی اور زبان میں ایک تفسیر ہے جیسا Quranic Universal Library (QUL، از Tarteel) کے پاس ہے، QUL کے ڈیٹا کی اس کھلی نقل سے لیا گیا جو spa5k/tafsir_api رکھتا ہے۔ QUL کے اندراج میں یہ نہیں بتایا گیا کہ اسے کس نے لکھا یا ترجمہ کیا اور وہ کس چھپے ہوئے ایڈیشن کی پیروی کرتی ہے، اور متن کے لیے کوئی لائسنس بیان نہیں کیا گیا، اس لیے اسے دکھانے کا حق تصدیق شدہ نہیں۔ کسی نے اسے چھپی ہوئی کتاب سے نہیں ملایا اور کسی عالم نے اس کا جائزہ نہیں لیا۔ ہر حصہ ان آیات کے ساتھ ہے جن پر وہ تبصرہ کرتا ہے، اور وہ آیات Tanzil کا قرآنی متن ہیں، جیسا وہاں ہے۔ سبیل نے اس میں سے کچھ نہیں لکھا اور نہ اس کا ترجمہ کیا۔

متن ماخوذ ازQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMIT2026-10-21 کو لیا گیا

آیات 163–165

إِنَّآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ كَمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَىٰ نُوحٍ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ مِنۢ بَعْدِهِۦ ۚ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ وَإِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَـٰرُونَ وَسُلَيْمَـٰنَ ۚ وَءَاتَيْنَا دَاوُۥدَ زَبُورًا 163 وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَـٰهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ ۚ وَكَلَّمَ ٱللَّهُ مُوسَىٰ تَكْلِيمًا 164 رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى ٱللَّهِ حُجَّةٌۢ بَعْدَ ٱلرُّسُلِ ۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا 165

إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإْسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ؛ ما به تو وحي کرديم همچنان که به نوح و پيامبران بعد از او وحي کرده ، ايم و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبطها و عيسي و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحي کرده ايم و به داود زبور را ارزاني داشتيم. وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا؛ و پيامبراني که پيش از اين داستانهاشان را براي تو گفته ايم و آنان ، که داستانهاشان را براي تو نگفته ايم و خدا با موسي سخن گفت ، چه سخن گفتني بي ميانجي. رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا؛ پيامبراني مژده دهنده و بيم دهنده تا از آن پس مردم را بر خدا حجتي نباشد ، و خدا پيروزمند و حکيم است.

(163) خداوند متعال خبر می‌دهد که او بر بنده و پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم شریعت بزرگ و اخبار راستینی وحی نمود که بر این پیامبران ـ علیهم الصلاة والسلام ـ وحی کرده بود، و این چند فایده دارد: 1ـ محمد صلی الله علیه وسلم تافتۀ جدا بافته‌ای نیست، بلکه خداوند قبل از او پیامبران زیادی را فرستاده است، پس ابراز تعجب از رسالت او، جز جهالت و کینه توزی دلیل دیگری ندارد. 2ـ خداوند اصول آیین و عدالت را به محمد وحی نمود، همان‌طور که آن را به دیگر پیامبران وحی نمود و همه بر آن متفق بودند، و برخی از آنان برخی دیگر را تصدیق می‌کردند. 3ـ او از جنس دیگر پیامبران است، پس او را با دیگر برادران پیامبرش مقایسه کنید. بنابراین دعوت او همان دعوت آنهاست، و اخلاق همۀ آنان همسان، و رسالت و هدفشان یکی است. پس خداوند او را به افراد ناشناخته تشبیه نکرد و در ردیف دروغگویان و پادشاهان ظالم قرار نداد. 4ـ یاد و خاطرۀ این پیامبران و برشمردن آنها، و ستایش و ذکر خیرشان، و تشریح اوضاع و احوال آنان باعث می‌شود تا مؤمن بیشتر به آنها ایمان داشته باشد و به آنها محبت بیشتری بورزد و از رهنمودهای آنها پیروی کند و به سنت آنان اُنس بگیرد وحقوقی را که برگردن ما دارند، بشناسد. همان‌گونه که خداوند متعال می‌فرماید:﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٖ فِي ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ سلام بر نوح درجهانیان.﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ﴾ سلام برابراهیم. ﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ﴾ سلام بر موسی و هارون.﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ سلام بر اِل یاسین. ما این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. پس هر نیکوکاری بر حسب نیکوکاری‌اش، در میان مردم از او به نیکی یاد می‌شود، و پیامبران ـ به‌ویژه آنهایی که از آنان نام برده شد ـ در بالاترین مقام نیکوکاری قرار دارند. وقتی بیان داشت که همۀ آنان در دریافت وحی از جانب خدا مشترک هستند، ویژگی‌های بعضی از آنان را بیان نمود. پس بیان کرد که او زبور را به داود داده است، و آن کتاب معروفی است که خداوند به خاطر فضیلت و شرافت داود، به وی داد.و بیان کرد که با موسی سخن گفته است؛ یعنی به‌طور مستقیم و بدون واسطه با او سخن گفت، تا جایی که موسی با این ویژگی در میان جهانیان مشهور گردید، و به وی گفته می‌شود: موسی «کلیم الرحمن» است.

(164) و بیان کرد که خداوند، سرگذشت بعضی از پیامبران را برای پیامبرش بیان کرده، و سرگذشت برخی از آنان را بیان نکرده است، و این بر کثرت پیامبران دلالت می‌نماید. و خداوند آنها را فرستاده است تا کسانی را، که از خدا اطاعت نموده و از آنها پیروی کرده است، به سعادت دنیا و آخرت بشارت دهند، و کسانی را، که از فرمان خدا سرپیچی کرده و با وی مخالفت می‌ورزند، از شقاوت و عذاب دو جهان برحذر دارند

(165) و خداوند آنها را فرستاده است تا کسانی را، که از خدا اطاعت نموده و از آنها پیروی کرده است، به سعادت دنیا و آخرت بشارت دهند، و کسانی را، که از فرمان خدا سرپیچی کرده و با وی مخالفت می‌ورزند، از شقاوت و عذاب دو جهان برحذر دارند، تا مردم پس از بعثت پیامبران حجتی بر خدا نداشته باشند، و نگویند:﴿مَا جَآءَنَا مِنۢ بَشِيرٖ وَلَا نَذِيرٖۖ فَقَدۡ جَآءَكُم بَشِيرٞ وَنَذِيرٞ﴾ هیچ مژده دهنده و بیم دهنده‌ای پیش ما نیامد، [و به آنها گفته شود: ] به راستی که مژده دهنده و ترساننده‌ای پیش شما آمد. خداوند پیامبران را یکی پس از دیگری فرستاد تا امورات دینی مردم، و راه‌های کسب خشنودی پروردگار، و مواردی که به خشم الهی منتهی می‌شود، و راه‌های بهشت و جهنم را بیان نمایند. بنا براین خداوند بر مردم اتمام حجت کرده و دیگر عذر و بهانه‌ای را از آنان نمی‌پذیرد. بنابراین هرکس پس از فرستاده شدن پیامبران کفر بورزد، کسی را جز خودش ملامت نکند. و این از کمال قدرت و حکمت خداوندی است که پیامبران را به سوی آنها فرستاد و کتاب‌ها را بر آنان نازل نمود. همچنین بیانگر فضل و احسان خدا نسبت به آدمیان است؛ چرا که آنان به شدت نیازمند پیامبران بودند، و خداوند بزرگ‌ترین نیاز آنان را برطرف نمود. پس ستایش و سپاس مخصوص اوست و از او می‌خواهیم همان‌گونه که با فرستادن پیامبران بر مردم انعام نمود، این نعمت را با توفیق دادنِ ما برای در پیش گرفتن راه آنها کامل بگرداند. همانا او بخشنده و بزرگوار است.