سیدھے مواد پر جائیں
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Naml
سورت 27

An-Naml

یہ عربی کے سوا کسی اور زبان میں ایک تفسیر ہے جیسا Quranic Universal Library (QUL، از Tarteel) کے پاس ہے، QUL کے ڈیٹا کی اس کھلی نقل سے لیا گیا جو spa5k/tafsir_api رکھتا ہے۔ QUL کے اندراج میں یہ نہیں بتایا گیا کہ اسے کس نے لکھا یا ترجمہ کیا اور وہ کس چھپے ہوئے ایڈیشن کی پیروی کرتی ہے، اور متن کے لیے کوئی لائسنس بیان نہیں کیا گیا، اس لیے اسے دکھانے کا حق تصدیق شدہ نہیں۔ کسی نے اسے چھپی ہوئی کتاب سے نہیں ملایا اور کسی عالم نے اس کا جائزہ نہیں لیا۔ ہر حصہ ان آیات کے ساتھ ہے جن پر وہ تبصرہ کرتا ہے، اور وہ آیات Tanzil کا قرآنی متن ہیں، جیسا وہاں ہے۔ سبیل نے اس میں سے کچھ نہیں لکھا اور نہ اس کا ترجمہ کیا۔

متن ماخوذ ازQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMIT2026-10-21 کو لیا گیا

آیات 54–58

وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَتَأْتُونَ ٱلْفَـٰحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ 54 أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِ ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ 55 فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓا۟ أَخْرِجُوٓا۟ ءَالَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ ۖ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ 56 فَأَنجَيْنَـٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ إِلَّا ٱمْرَأَتَهُۥ قَدَّرْنَـٰهَا مِنَ ٱلْغَـٰبِرِينَ 57 وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا ۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلْمُنذَرِينَ 58

وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ و لوط [را به يادآور] وقتي كه به قوم خود گفت: «آيا كار ناشايست انجام مي‌دهيد در حالي كه مي‌دانيد؟!». أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ آيا شما از روي شهوت به جاي زنان به سراغ مردان مي‌رويد؟ بلكه شما گروهي نادان هستيد. فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ آنگاه پاسخ قومش جز آن نبود كه گفتند:«خانوادة لوط را از شهر و ديار خود بيرون كنيد كه آنان مردماني پاكدامن، و بيزار از ناپاكي‌ها هستند». فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ پس او و خانواده‌اش را نجات داديم، مگر همسرش كه او را از بازماندگان [در عذاب] به حساب آورديم. وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ و سخت بر آنان باران [بلا] بارانديم، پس چه بد است باران بيم داده شدگان.

(54) پیامبر ما، لوط را یاد کن، آنگاه که قومش را به سوی خدا دعوت ‌کرد، و خیرخواهشان بود، و به آنان گفت: (﴿أَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ﴾) آیا کار زشت را انجام می‌دهید؛ کاری که از نظرِ عقل و سرشتِ آدمی زشت است، و آیین‌ها آن را زشت می‌دانند؟ (﴿وَأَنتُمۡ تُبۡصِرُونَ﴾) و شما این را می‌بینید، و زشتی آن را می‌دانید، اما مخالفت و عناد ورزیده، و از روی ستمگری و جسارت، مرتکب این کار می‌شوید؟!

(55) سپس این زشتی را توضیح داد و گفت: (﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهۡوَةٗ مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِ﴾) یعنی چگونه شما به این حالت و وضعیت رسیدید، و شهوت شما به مردان متمایل شد، و به عقب آنان که محل خروج مدفوع و کثافت است، گراییدید، و زنانی را که خدا برایتان آفریده است، ترک نمودید، و محل‌های پاکی را که در آنها موجود است، و فطرت آدمی بر گرایش به آن سرشته شده است کنار نهادید، و کار بر شما دگرگون گشت، به گونه‌ای که زشت را نیکو انگاشتید، و نیکو را زشت؟ (﴿بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ تَجۡهَلُونَ﴾) بلکه شما قومی نادان هستید که از حدود الهی تجاوز نموده، و پا را فراتر گذاشته، و بر هتک محارم الهی گستاخ شده‌اید.

(56) (﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦ﴾) قومش سخنان او را نپذیرفتند و باز نیامدند و پند نپذیرفتند، بلکه مخالفت نمودند و پیامبرِ دلسوز و اندرزگو و امانت‏دارشان را تهدید ‌کردند که او را از وطنش بیرون خواهند راند و از شهرش آواره خواهند کرد. پس جواب‏شان جز این نبود که گفتند: (﴿أَخۡرِجُوٓاۡ ءَالَ لُوطٖ مِّن قَرۡيَتِكُمۡ﴾) خانوادۀ لوط را، از شهر و سرزمین خود بیرون کنید. گویا گفته شد: گناه آنها چیست که باعث شده آنها را بیرون کنید؟! گفتند: (﴿إِنَّهُمۡ أُنَاسٞ يَتَطَهَّرُونَ﴾) آنان مردمانی هستند که از لواط و هم جنس بازی، خود را دور و پاک می‌دارند. خداوند آن قوم را زشت بگرداند! بهترین خوبی‌ها را، به منزلۀ بدترین بدی‌ها قرار داده بودند. آنها به نافرمانی پیامبرشان اکتفا نکردند و به جایی رسیدند که او را بیرون کنند. و بلا، در گروِ نحوۀ سخن گفتن است. پس آنها گفتند:﴿أَخۡرِجُوهُم مِّن قَرۡيَتِكُمۡۖ إِنَّهُمۡ أُنَاسٞ يَتَطَهَّرُونَ﴾ آنان را بیرون کنید، چرا که مردمانی پاکدامن و دور از ناپاکی‌ها هستند. مفهوم این سخن چنین است: و شما مردمانی آلوده هستید و کار زشت‌تان اقتضا می‌کند که عذابِ خدا، بر آبادی و شهرتان نازل ‌شود؛ و هر کس از آن بیرون رود، نجات می‌یابد.

(57 - 58) بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ قَدَّرۡنَٰهَا مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ﴾) او و خانواده‌اش را نجات دادیم، مگر زنش را که خواستیم جزو باقی‌ماندگان باشد. ماجرا به این صورت بود که وقتی فرشتگان، به صورت مهمان، نزد لوط آمدند و قومش از آمدن آنها با خبر شدند، به سوی آنها آمدند و خواستند که با آنان کار زشت انجام دهند. لوط در را به روی آنها بست و بسیار بر او دشوار آمد، سپس ملائکه، او را از اهمیت وضعیت خبر داده و گفتند: ما آمده‌ایم تا تو را از میان آنان نجات دهیم. و گفتند: ما می‌خواهیم این قوم را هلاک کنیم و زمان نابودی‌شان، صبح است. فرشتگان به لوط فرمان دادند تا به همراه خانواده‌اش شبانه حرکت کند، به جز زنش که عذابِ قومش، او را نیز فرا خواهد ‌گرفت. پس لوط همراه با خانواده‌اش، شبانه از شهر بیرون رفت، و آنان نجات پیدا کردند. و صبح هنگام، عذابِ خدا، قومش را فرا گرفت؛ و خداوند، خانه‌های‏شان را زیر و رو کرد و آنان را سنگباران نمود؛ سنگ‌هایی که نزدِ خداوند نشانه‌گذاری شده بودند. بنابراین در اینجا گفت: (﴿وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهِم مَّطَرٗاۖ فَسَآءَ مَطَرُ ٱلۡمُنذَرِينَ﴾) و برآنان بارانِ سنگ باراندیم؛ و بارانِ بیم داده شدگان چه بد بارانی است؛ و عذاب‏شان، چه بد عذابی است! و چون آنها بیم داده شدند، اما باز نیامدند، پس خداوند، عذابِ سخت خود را بر آنان فرود آورد.