البقرة
هذا تفسير بلغة غير العربية كما هو في Quranic Universal Library (واختصارها QUL، من Tarteel)، مأخوذًا من النسخة المفتوحة لبيانات QUL التي يحتفظ بها spa5k/tafsir_api. لا يذكر سجلّ QUL من كتبه أو ترجمه ولا أي طبعة مطبوعة يتبعها، ولا يذكر ترخيصًا للنص، ولذلك لم يُتحقق من حق عرضه. لم يقارنه أحد بكتاب مطبوع، ولم يراجعه أحد من العلماء. يقف كل مقطع بجانب الآيات التي يعلّق عليها، وهي نص القرآن من Tanzil كما هو عنده. لم يكتب سبيل شيئًا منه ولم يترجمه.
النص منQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITأُخذ في 2026-10-21
إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ وَجَـٰهَدُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ ٱللَّهِ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ٢١٨
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَـئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ، همانا کساني که ايمان آوردند و آناني که در راه خدا جهاد کردند وهجرت نمودند ايشان اميد رحمت الهي را دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
(218) این سه کار، رمز سعادت و محور بندگی است، و زیان و فایدۀ انسان با آن مشخص میگردد. اما ایمان، از فضیلت آن مپرس! چرا که اهل سعادت را از اهل شقاوت، و اهل بهشت را از اهل جهنم جدا میکند! ایمان؛ چیزی است که هرگاه بنده از آن برخوردار باشد، اعمال خیرش پذیرفته میشود؛ و اگر آن را از دست بدهد، هیچ فدیه و فرض و نفلی از او قبول نخواهد شد. و اما هجرت؛ یعنی جدا شدن، و ترکِ چیزِ دوست داشتنی و محبوب بهخاطر خشنودی و رضای خداوند متعال. پس هجرت کننده، وطن و اموال و خانواده و دوستانش را برای نزدیکی جستن به خدا و برای یاری دادن دینش، ترک میکند. و اما جهاد؛ یعنی مبارزه با دشمنان، و یاری کردن دین خدا، و ریشهکن کردن آیین شیطان؛ جهاد قُلّۀ اعمال صالح است، و پاداش آن بهترین پاداش. جهاد برزگترین عامل برای توسعۀ دایرۀ اسلام، و رسوایی و سرشکستگی بت پرستها، و بزرگترین سبب برای تأمین امنیت جانی و مالی مسلمانان است. بنابراین هرکس این سه کار را انجام دهد ـ با اینکه سخت و دشوارند ـ دیگر چیزها را بهتر انجام میدهد و به نحو احسن کامل میگرداند. پس اینها سزاوارند که به رحمت خدا امیدوار باشند، چون آنها اسباب رحمت خدا را فراهم کردهاند. و این بیانگر آن است که تنها زمانی باید به عفو و کرم الهی امید داشته باشیم که اسباب سعادت و خوشبختی را فراهم نماییم. و اما امیدی که با تنبلی و فراهم نکردن اسباب سعادت همراه است، ناتوانی و آرزوی باطل و غرور است و بر ضعف اراده و نقص عقلِ صاحبش دلالت مینماید. مانند کسی که امید داشتن فرزندی را دارد، بدون اینکه ازدواج کند. و مانند کسی که امید دارد گندم داشته باشد، بدون اینکه بذری بکارد و مزرعهای را آبیاری کند. و (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يَرۡجُونَ رَحۡمَتَ ٱللَّهِ﴾) اشاره به این است که بنده هر اندازه اعمال صالح انجام دهد، نباید به آن اعتماد کند، بلکه باید به رحمت پروردگارش امید داشته باشد، و این که خداوند اعمال او را بپذیرد، و گناهانش را بیامرزد و عیبهایش را بپوشاند. به همین جهت فرمود: (﴿وَٱللَّهُ غَفُورٞ﴾) و خدا نسبت به کسی که توبۀ واقعی کند، آمرزنده است.(﴿رَّحِيم﴾) و رحمت او همه چیز را فرا گرفته، و بخشش و احسانش، هر موجود زندهای را در برگرفته است. و این بیانگر آن است که هرکس این کارها را انجام دهد مغفرت الهی را در مییابد؛ زیرا «نیکیها، بدیها را از بین میبرند»، و او رحمت خداوند را بهدست میآورد. و چون به آمرزش الهی دست یابد، عقوبتهای دنیا و آخرت که آثار طبیعی گناهان هستند، از او دور میشوند؛ گناهانی که آثار آنها از بین رفته و بخشوده شدهاند. و چون رحمت الهی شامل حال او شود، خیر و برکت دنیا و آخرت را به دست میآورد. خداوند اعمال سه گانۀ «ایمان، هجرت و جهاد» را از سرِ رحمت خویش به آنها نسبت داده است؛ چراکه اگر توفیق خداوندی نبود، نمیتوانستند این اعمال را انجام دهند؛ و اگر احسان الهی نبود، این اعمال را کامل نمیگرداند، و آن را از آنها نمیپذیرفت. پس در همۀ حال، ستایش و برتری از آن اوست؛ زیرا هم سبب و هم مسبَّب را برای ما فراهم کرده است.