Langkau ke kandungan
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Nahl
Surah 16

An-Nahl

Ini ialah sebuah tafsir dalam bahasa selain bahasa Arab seperti yang ada pada Quranic Universal Library (QUL, oleh Tarteel), diambil melalui salinan terbuka data QUL yang disimpan oleh spa5k/tafsir_api. Rekod QUL tidak menyatakan siapa yang menulis atau menterjemahkannya atau edisi cetakan mana yang diikutinya, dan tidak menyatakan lesen bagi teks itu, maka hak untuk memaparkannya belum disahkan. Belum ada sesiapa yang membandingkannya dengan buku bercetak, dan tiada ulama yang menyemaknya. Setiap bahagian berada di sisi ayat-ayat yang diulasnya, iaitu teks Al-Quran daripada Tanzil, dipaparkan seperti yang ada di sana. Sabīl tidak menulis atau menterjemahkan satu pun daripadanya.

Teks daripadaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITdiambil pada 2026-10-21

Ayat 112–113

وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ ءَامِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ ٱللَّهِ فَأَذَٰقَهَا ٱللَّهُ لِبَاسَ ٱلْجُوعِ وَٱلْخَوْفِ بِمَا كَانُوا۟ يَصْنَعُونَ 112 وَلَقَدْ جَآءَهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ ٱلْعَذَابُ وَهُمْ ظَـٰلِمُونَ 113

وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ خداوند (مردمان ) شهري را مثال مي زند که ايمن و آسوده بودند و از هر طرف روزيشان به گونۀ فراوان به سويشان سرازير مي شد، اما کفران نعمت خدا کردند و خداوند به خاطر کاري که انجام دادند لباس گرسنگي و هراس را به تن آنان کرد و طعم گرسنگي را بديشان چشانيد. وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ و به راستي پيامبري از خودشان به سوي آنان آمد و او را دروغگو انگاشتند و آنگاه در حالي که ستمکار بودند عذاب ايشان را فرا گرفت.

(112 - 113) این شهر، مکۀ معظمه بود که در امن و امان به سر می‌برد؛ هیچ کس درآن مورد حمله قرار نمی‌گرفت، و جاهلان به آن احترام می‌گذاشتند تا جایی که اگر کسی قاتل پدر و برادرش را در مکه می‌دید -علی رغم اینکه شدت غیرت و تعصّب جاهلانه‌ای که در وی بود- به او حمله‌ور نمی‌شد. پس آنها در مکه، از امنیت کامل و روزی فراوان بر خوردار بودند، طوری که چنین امنیت و روزی فراوان، در جایی دیگر یافت نمی‌شد. مکه شهری بود که کشتزار و درختی در آن وجود نداشت، اما خداوند روزی را، از هر طرف به سوی ساکنانش سرازیر نمود. پس پیامبری، از خود اهل مکه، پیش آنان آمد که به امانتداری و راستگویی او واقف بودند. سپس آنها را به سوی بهترین کارها فرا خواند و از کارهای بد بازداشت، اما آنها او را تکذیب کردند و نعمت خدا را ناسپاسی نمودند. بنابراین خداوند آنها را، به عکس آنچه که درآن به سر می‌بردند، گرفتار نمود؛ و آنها را، دچار ناامنی و هراس و فقر و تنگدستی کرد، و این به خاطر عملکرد و ناسپاسی و کفر آنها بود:﴿وَ ما ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَٰكِنۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾ و خداوند بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان بر خود ستم می‌کردند.