Yusuf
Ini ialah sebuah tafsir dalam bahasa selain bahasa Arab seperti yang ada pada Quranic Universal Library (QUL, oleh Tarteel), diambil melalui salinan terbuka data QUL yang disimpan oleh spa5k/tafsir_api. Rekod QUL tidak menyatakan siapa yang menulis atau menterjemahkannya atau edisi cetakan mana yang diikutinya, dan tidak menyatakan lesen bagi teks itu, maka hak untuk memaparkannya belum disahkan. Belum ada sesiapa yang membandingkannya dengan buku bercetak, dan tiada ulama yang menyemaknya. Setiap bahagian berada di sisi ayat-ayat yang diulasnya, iaitu teks Al-Quran daripada Tanzil, dipaparkan seperti yang ada di sana. Sabīl tidak menulis atau menterjemahkan satu pun daripadanya.
Teks daripadaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITdiambil pada 2026-10-21
فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ٱدْخُلُوا۟ مِصْرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ 99 وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى ٱلْعَرْشِ وَخَرُّوا۟ لَهُۥ سُجَّدًا ۖ وَقَالَ يَـٰٓأَبَتِ هَـٰذَا تَأْوِيلُ رُءْيَـٰىَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّى حَقًّا ۖ وَقَدْ أَحْسَنَ بِىٓ إِذْ أَخْرَجَنِى مِنَ ٱلسِّجْنِ وَجَآءَ بِكُم مِّنَ ٱلْبَدْوِ مِنۢ بَعْدِ أَن نَّزَغَ ٱلشَّيْطَـٰنُ بَيْنِى وَبَيْنَ إِخْوَتِىٓ ۚ إِنَّ رَبِّى لَطِيفٌ لِّمَا يَشَآءُ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ 100
فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ و هنگامي که به نزد يوسف رسيدند پدر و مادرش را در کنار خود جاي داد و گفت: «به سرزمين مصر داخل شويد، که اگر خدا بخواهد در امان خواهيد بود». وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاء إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ و پدر و مادرش را بر تخت نشاند، و همۀ آنان براي او سجده کنان به زمين افتادند، و گفت:«پدر! اين تعبير خوابي است که قبلاً ديده بودم و پروردگارم آن را راست و درست گرداند، و به راستي خداوند وقتي که از زندان رهايم نمود، و شما را پس از آنکه شيطان بين من و برادرانم اختلاف افکنده بود از صحرا باز آورد، در حق من نيکي ها کرد. به راستي پروردگارم هر چه بخواهد سنجيده و دقيق انجام مي دهد، بي گمان او داناي حکيم است».
(99) (﴿فَلَمَّا دَخَلُواۡ عَلَىٰ يُوسُفَ﴾) و هنگامی که یعقوب و فرزندانش همراه با خانوادههایشان بار و بنۀ خود را جمع کردند، و از سرزمین فلسطین به قصد دیدار با یوسف و اقامت در مصر کوچ کردند، و به نزد یوسف رسیدند، (﴿ءَاوَىٰٓ إِلَيۡهِ أَبَوَيۡهِ﴾) پدر و مادرش را در کنار خود جای داد، و احسان و بزرگداشت و احترام فراوانی نسبت به آنان ابراز داشت. (﴿وَقَالَ﴾) و به همۀ افراد خانوادهاش گفت: (﴿ٱدۡخُلُواۡ مِصۡرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ﴾) وارد سرزمین مصر شوید، و اگر خداوند بخواهد، از همۀ ناخوشایندیها و وحشتها در امان هستید. پس آنان در حالت شادی و سرور وارد شدند، و رنج و سختی زندگی از آنان دور شد، و به شادی و سرور دست یازیدند.
(100) (﴿وَرَفَعَ أَبَوَيۡهِ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾) و پدر و مادرش را بر تخت فرمانروایی خود نشاند، (﴿وَخَرُّواۡ لَهُۥ سُجَّدٗا﴾) و پدر و مادر و برادرانش به احترام و بزرگداشت او سجده کنان به زمین افتادند. (﴿وَقَالَ﴾) و هنگامی که مشاهده کرد آنها در مقابل او به سجده افتادهاند، گفت: (﴿يَٰٓأَبَتِ هَٰذَا تَأۡوِيلُ رُءۡيَٰيَ مِن قَبۡلُ﴾) ای پدر! این تعبیر خوابی است که قبلاً دیده بودم، آنگاه که در خواب دیدم یازده ستاره و ماه و خورشید برایم سجده میکنند. پس آنچه او در خواب دیده بود، به وقوع پیوست، (﴿قَدۡ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّٗا﴾) پروردگارم آن خواب را راست و درست گرداند، و آن را خیال و خوابی آشفته و بیجان قرار نداد. (﴿وَقَدۡ أَحۡسَنَ بِيٓ إِذۡ أَخۡرَجَنِي مِنَ ٱلسِّجۡنِ وَجَآءَ بِكُم مِّنَ ٱلۡبَدۡوِ﴾) و به راستی خداوند، وقتی از زندان رهایم نمود، و شما را از صحرا باز آورد، در حق من نیکیِ بزرگی نمود. و این از بزرگواری و گویش زیبای یوسف ـعلیه السلامـ است که حالت خودش در زندان را بیان کرد ، اما به حالت خود در چاه اشارهای ننمود؛ چون او به طور کامل برادرانش را بخشیده بود، و او آن گناه را بیان نکرد. و گفت: آمدن شما از صحرا، احسان بزرگی است که خداوند در حق من نمود. پس نگفت: که شما را ازگرسنگی و رنج بیرون آورد و نگفت: به شما نیکی کرد، بلکه گفت: (﴿أَحۡسَنَ بِيٓ﴾) با من نیکی کرد و احسان را به خدا نسبت داد. پس با برکت و بزرگوار است خدایی که رحمت خویش را به هرکس از بندگانش که بخواهد اختصاص میدهد، و از جانب خویش بدانان رحمت میبخشد و او بسیار بخشنده است. (﴿مِنۢ بَعۡدِ أَن نَّزَغَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بَيۡنِي وَبَيۡنَ إِخۡوَتِيٓ﴾) پس از آنکه شیطان بین من و برادرانم اختلاف افکند. و نگفت: شیطان برادرانم را دستخوش فتنه گرداند و به اختلاف وادار کرد، بلکه چنان وانمود کرد که گویا گناه و جهالت از دو طرف سرزده است. پس سپاس خداوندی را که شیطان را خوار کرد و آن را طرد نمود، و ما را بعد از پراکندگی، جمع و متحد گرداند. (﴿إِنَّ رَبِّي لَطِيفٞ لِّمَا يَشَآءُ﴾) به راستی که پروردگارم هرچه بخواهد، دقیق و سنجیده انجام میدهد؛ و احسان و نیکی را از جایی به بندهاش میرساند که احساس نمیکند؛ و انسان را از چیزهایی که نمیپسندد، نجات میدهد و به مقامهای بلند میرساند. (﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَلِيمُ﴾) بیگمان او دانا است، و درون و برون کارها و رازهای بندگان را میداند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) و حکیم است، و هر چیزی را در جایش قرار داده، و کارها را در اوقات معین انجام میدهد.