Langsung ke konten
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Nahl
Surah 16

An-Nahl

Ini adalah sebuah tafsir dalam bahasa selain bahasa Arab sebagaimana ada pada Quranic Universal Library (QUL, oleh Tarteel), diambil melalui salinan terbuka data QUL yang disimpan spa5k/tafsir_api. Catatan QUL tidak menyebutkan siapa yang menulis atau menerjemahkannya maupun edisi cetak mana yang diikutinya, dan tidak menyatakan lisensi untuk teksnya, sehingga hak untuk menampilkannya belum diverifikasi. Belum ada yang membandingkannya dengan buku cetak, dan belum ada ulama yang meninjaunya. Setiap bagian berdiri di samping ayat-ayat yang diulasnya, yaitu teks Al-Qur’an dari Tanzil, ditampilkan sebagaimana adanya di sana. Sabīl tidak menulis atau menerjemahkan satu pun darinya.

Teks dariQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITdiambil 2026-10-21

Ayat 56–60

وَيَجْعَلُونَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ ۗ تَٱللَّهِ لَتُسْـَٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ 56 وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ ٱلْبَنَـٰتِ سُبْحَـٰنَهُۥ ۙ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ 57 وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلْأُنثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ 58 يَتَوَٰرَىٰ مِنَ ٱلْقَوْمِ مِن سُوٓءِ مَا بُشِّرَ بِهِۦٓ ۚ أَيُمْسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُۥ فِى ٱلتُّرَابِ ۗ أَلَا سَآءَ مَا يَحْكُمُونَ 59 لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوْءِ ۖ وَلِلَّهِ ٱلْمَثَلُ ٱلْأَعْلَىٰ ۚ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ 60

وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ و از آنچه به آنان روزي داده ايم بهره اي براي بتهايي که (چيزي) نمي دانند مقرر مي کنند. سوگند به خدا از آنچه به دروغ برمي تافتيد، سوال خواهيد شد. وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ و براي خداوند دختراني قرار مي دهند، (پاک است او) و براي خود آنچه دوست دارند (قرار مي دهند). وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود در حالي که خشم و اندوهش را فرو مي خورد چهره اش سياه مي گردد. يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ به خاطر مژده بدي که به او داده مي شد خويشتن را از قوم و قبيله پنهان مي کرد، (با خودش مي گفت): آيا با خواري او را نگاه دارد يا وي را زنده به گور سازد؟ هان که چه قضاوت بدي مي کردند . لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ کساني که به آخرت باور ندارند از وصف بدي برخوردارند، و صفت برتر از آن خداست، واو پيروزمند فرزانه است .

(56) خداوند متعال از جهالتِ مشرکین و ستمگری‌شان و دروغ بستن آنها بر خدا، خبر داده و می‌فرماید: آنها برای بت‌هایشان- که چیزی نمی‌دانند، و فایده و ضرری نمی‌توانند به کسی برسانند- از روزی‌هایی که خداوند به ایشان داده، بهره‌ای قرار می‌دهند. پس مشرکان از رزق الهی، برای شرک ورزیدن به خدا کمک می‌گیرند؛ و به وسیلۀ روزیِ الهی، به بت‌هایی که خود تراشیده‌اند، تقرب و نزدیکی می‌جویند. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَجَعَلُواۡ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلۡحَرۡثِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ نَصِيبٗا فَقَالُواۡ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعۡمِهِمۡ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَاۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمۡ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِ﴾ و مشرکان، از آنچه خداوند از کشتزارها و چهارپایان پدید آورده است، برای وی بهره‌ای مقرر کرده، و به گمان خودشان گفتند: این برای خداست؛ و این برای بت‌های ما؛ پس آنچه که آنها برای بت‌های خود مقرر می‌داشتند، به خدا نمی‌رسید. و خداوند متعال فرموده است: (﴿تَٱللَّهِ لَتُسۡ‍َٔلُنَّ عَمَّا كُنتُمۡ تَفۡتَرُونَ﴾) سوگند به خدا که از این دروغ و بهتان‌هایتان سؤال خواهد شد. خداوند می‌فرماید:﴿ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ أَمۡ عَلَى ٱللَّهِ تَفۡتَرُونَ وَمَا ظَنُّ ٱلَّذِينَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾ آیا خداوند شما را به این فرمان داده، یا بر خداوند دروغ می‌بندید؟! و کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، دربارۀ عذابی که خداوند در روز قیامت به آنان می‌چشاند، چه گمان می‌دارند؟! بدون شک خداوند در روز قیامت، آنها را به خاطر افترا و دروغ بستنشان، به شدت مجازات می‌نماید.

(57 - 59) (﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ﴾) و برای خداوند دخترانی قرار می‌دهند، خداوند پاک و منزه است. مشرکان در مورد فرشتگان -که بندگان مقرب الهی هستند، می‌گفتند: فرشتگان، دختران خدا هستند. (﴿وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ﴾) و برای خود آنچه را دوست داشتند، قرار می‌دادند؛ آنان، پسران را برای خود قرار می‌دادند، و به شدت دختران را ناپسند می‌داشتند. (﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِٱلۡأُنثَىٰ ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٞ﴾) و هرگاه به یکی از آنان، مژدۀ تولد دختری داده می‌شد، از شدت ناراحتی که به او دست می‌داد، چهره‌اش سیاه می‌گردید؛ و حزن و تأسفی را که به هنگام مژده داده شدن به او دست می‌داد، فرو می‌خورد؛ و پیش همنوعان خود، احساس رسوایی و خواری می‌کرد؛ و به علت مژدۀ بدی که به او داده می‌شد، خویشتن را از آنان پنهان می‌کرد. سپس از فکر و اندیشۀ فاسدش بهره می‌گرفت که با این دختر چکار کند؟ (﴿أَيُمۡسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ﴾) آیا او را نکشد، و با سر شکستگی نگاهش دارد؟ (﴿أَمۡ يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِ﴾) یا او را زنده به گور نماید؟! و خداوند به خاطر زنده به گور کردن دختران، مشرکین را مذمت و نکوهش نموده است، (﴿أَلَا سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ﴾) هان چه قضاوت بدی می‌کردند! زیرا داشتن فرزند را که شایستۀ شکوه و عظمت خدا نیست، به وی نسبت می‌دادند.

(60) سپس به این اکتفا نکردند، تا اینکه آنچه را که بدترین قسمت بود، به خداوند نسبت دادند؛ و آن، دختران بودند که آنها را برای خود ننگ و عار می‌پنداشتند و از آنها بیزار بودند. پس چگونه چیزی را که برای خود نمی‌پسندند، به خدا نسبت می‌دهند؟‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍! پس قضاوت آنها، بسیار قضاوت بدی است. و از آنجا که این صفت، از صفت‌های بدی بود که مشرکین به خداوند نسبت می‌دادند، فرمود: (﴿لِلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ مَثَلُ ٱلسَّوۡءِ﴾) کسانی که به آخرت باور ندارند، دارای صفت بد و زشتی هستند. (﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾) و صفتِ برتر از آنِ خداست، و آن تمام صفت‌های کمال است؛ زیرا کمال مطلق ازآنِ خداست، و خداوند از هرگونه نقص و کمبودی مبرّا است؛ و چون در دل بندگانش از جایگاه والایی برخوردار است، همگی به سوی او برمی‌گردند و او را دوست می‌دارند و سرِ توبه و انابت را بر آستانش می‌سایند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾) و او پیروزمند و باقدرت است، و بر هرچیزی چیره است، و همۀ مخلوقات منقاد اویند. (﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾) فرزانه و باحکمت است؛ هر چیزی را در جای مناسبش قرار می‌دهد. پس به هیچ چیز امر نمی‌کند و از هیچ چیز نهی نمی‌نماید مگر اینکه بر آن ستایش می‌شود، و بر کمالِ او در آن مورد، حمد و ثنا قرار می‌گیرد.