Langsung ke konten
Tafsir As-Saadi - Persian · Al-Aadiyaat
Surah 100

Al-Aadiyaat

Ini adalah sebuah tafsir dalam bahasa selain bahasa Arab sebagaimana ada pada Quranic Universal Library (QUL, oleh Tarteel), diambil melalui salinan terbuka data QUL yang disimpan spa5k/tafsir_api. Catatan QUL tidak menyebutkan siapa yang menulis atau menerjemahkannya maupun edisi cetak mana yang diikutinya, dan tidak menyatakan lisensi untuk teksnya, sehingga hak untuk menampilkannya belum diverifikasi. Belum ada yang membandingkannya dengan buku cetak, dan belum ada ulama yang meninjaunya. Setiap bagian berdiri di samping ayat-ayat yang diulasnya, yaitu teks Al-Qur’an dari Tanzil, ditampilkan sebagaimana adanya di sana. Sabīl tidak menulis atau menerjemahkan satu pun darinya.

Teks dariQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITdiambil 2026-10-21

Ayat 1–11

وَٱلْعَـٰدِيَـٰتِ ضَبْحًا 1 فَٱلْمُورِيَـٰتِ قَدْحًا 2 فَٱلْمُغِيرَٰتِ صُبْحًا 3 فَأَثَرْنَ بِهِۦ نَقْعًا 4 فَوَسَطْنَ بِهِۦ جَمْعًا 5 إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٌ 6 وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٌ 7 وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلْخَيْرِ لَشَدِيدٌ 8 أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِى ٱلْقُبُورِ 9 وَحُصِّلَ مَا فِى ٱلصُّدُورِ 10 إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌۢ 11

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به اسبان دونده اي که نفس نفس مي ، زنند ، فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به اسباني که به سم از سنگ آتش مي جهانند ، فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به اسباني که بامدادان هجوم آورند ، فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ، فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه را در ميان گيرند ، إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که : آدمي پروردگار خود را سپاس نمي گويد ، وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين گواه است وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال را فراوان دوست دارد أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد ، وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه در دلها نهان است آشکار شود ، إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ پروردگارشان در آن روز از، حالشان آگاه است ?

مکي و 11آيه است.

بسم الله الرحمن الرحيم

(1) خداوند به اسب سوگند می‌خورد؛ چون در آن نشانه‌های آشکار و نعمت‌های ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند، پس فرمود: (﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا﴾) سوگند به اسبان تازنده‌ای که به سرعت و نفس‌زنان می‌تازند و پیش می‌روند.

(2) (﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا﴾) و سوگند به اسبانی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ، جرقه می‌افروزند؛ یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ، جرقه می‌افروزند.

(3) (﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا﴾) سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش می‌برند. و این بر اساس اغلبیت می‌باشد؛ یعنی غالباً هجوم در صبحگاهان صورت می‌گیرد.

(4 - 5) (﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا﴾) و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری برمی‌انگیزند. (﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا﴾) و همراه با اسب، سوار وارد جمع دشمنانی می‌شوند که بر آنها هجوم برده‌اند.

(6) و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از فرمودۀ خداوند: (﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ﴾) یعنی بی‌گمان، انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت می‌ورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است حقوقی را که بر اوست به‌طور کامل ادا نکند، بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی می‌طلبد، و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمی‌کند. مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد.

(7) (﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ﴾) انسان بخل و ناسپاسی خود را می‌داند، و بر آن گواه است، و آن را انکار نمی‌کند، چون این چیز روشن و واضح است. و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد؛ یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است، و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است، [و به وی هشدار داده شده] که خداوند بر او آگاه است. \

(8) (﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ﴾) انسان مال و دارائی را به شدت دوست می‌دارد، و این محبت باعث می‌شود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک نماید، و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است.

(9 - 10) به همین جهت او را بر داشتنِ ترس و پروا از روزِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود: (﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ﴾) آیا انسانی که مغرور است نمی‌داند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون می‌آورد. (﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ﴾) و رازهایی که در دل‌هاست و خیر و شری که در آن پنهان شده، در آن روز آشکار می‌گردد. پس در آن روز، نهان آشکار می‌گردد، و نتیجۀ کارها برای مردم معلوم می‌شود.

(11) (﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ﴾) همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است، و در برابر آن به آنها جزا و سزا می‌دهد. با اینکه خداوند در همۀ اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است؛ چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالی که از دایرۀ علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است.

* * *