Saba
Wannan tafsiri ne da wani harshe ba Larabci ba, kamar yadda yake a Quranic Universal Library (QUL, ta Tarteel), wanda aka ɗauka ta kwafin buɗaɗɗen bayanan QUL da spa5k/tafsir_api ke riƙewa. Bayanan QUL ba su faɗi wanda ya rubuta ko ya fassara shi ba, ko wane bugu da aka buga yake bi, kuma ba su bayyana lasisi ga rubutun ba, saboda haka ba a tabbatar da haƙƙin nuna shi ba. Babu wanda ya kwatanta shi da littafin da aka buga, kuma babu malami da ya duba shi. Kowane sashe yana kusa da ayoyin da yake bayani a kansu, waɗanda rubutun Alƙur’ani ne na Tanzil, kamar yadda yake a can. Sabīl bai rubuta ko ɗaya daga cikinsa ba, kuma bai fassara shi ba.
Rubutu dagaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITan ɗauka 2026-10-21
وَمَآ أَرْسَلْنَـٰكَ إِلَّا كَآفَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ 28 وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا ٱلْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ 29 قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَـْٔخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ 30
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ؛ تو را به پيامبري نفرستاديم ، مگر بر همه مردم ، مژده دهنده و بيم دهنده ولي بيشتر مردم نمي دانند. وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ و مي گويند : اگر راست مي گوييد ، اين وعده چه وقت فرا رسد ? قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ؛ بگو : آن روز که ميعاد شماست ، نه ساعتي تاخير کنيد و نه ساعتي پيش ، افتيد.
(28) خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرش صلی الله علیه وسلم را نفرستاده است مگر برای اینکه همۀ مردم را به پاداش خداوند مژده دهد؛ و آنها را از اعمال و کارهایی که باعث پاداش خداوندی میشود آگاه نماید. نیز آنها را از عذاب خداوند بترساند، و آنان را از کارهایی که باعث گرفتار شدن به عذاب او میگردد باخبر کند. پس چیزی در اختیار تو نیست، و انجام دادن آنچه که تکذیب کنندگان به تو پیشنهاد میکنند وظیفۀ تو نمیباشد، بلکه آنها در دست خدا هستند. (﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾) ولی بیشتر مردم نمیدانند؛ یعنی آگاهی و دانش درستی ندارند؛ یا نادان و جاهل هستند، و یا اینکه میدانند اما از روی عناد و کینهتوزی مخالفت میورزند و به علم خود عمل نمیکنند، انگار که آنها علم و آگاهی ندارند. و از آنجا که علم و آگاهی ندارند، زمانی که پیامبر پیشنهاد آنان را عملی نکرد ، این را سببی برای نپذیرفتن دعوت او قرار دادند.
(29) یکی از پیشنهادهای آنان این بود که پیامبر عذابی را که آنها را از آن ترسانده بود، به شتاب و فوری بر آنان نازل کند: (﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) و میگویند: اگر راستگویید، این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی بود از جانب آنها. چه ملازمتی هست میان راستگو بودن پیامبر و اینکه آمدن زمان عذاب را بگوید؟ و آیا این، جز نپذیرفتن حق و بیخردی چیزی دیگر است؟ چنانچه در امور دنیا کسی به نزد قومی بیاید که به صداقت و خیرخواهی او واقف باشند، و دشمنی نیز داشته باشند که در پی ضربه زدن به آنان باشد و برای آنها خود را آماده نماید، اگر چنین فرد خیرخواهی بگوید: دشمن شما را دیدهام که به سویتان حرکت کرده و میخواهد به شما حملهور شود و شما را ریشهکن کند، اگر برخی از مردم به این فرد بگویند: اگر راستگو هستی، به ما بگو که دشمن چه لحظهای نزد ما میرسد و هم اکنون کجاست؟ آیا کسی که چنین بگوید، عاقل بهحساب میآید یا اینکه به بیخردی و جنون او حکم میشود؟ البته چنین فردی احتمال راستگو و دروغگو بودن را دارد، چرا که ممکن است دشمن به سوی گروهی دیگر برود، یا منصرف شود، و یا آنها توان دفاع از خودشان را داشته باشند. اما چه حالی خواهد داشت کسی که راستگوترین انسان را تکذیب کند که در خبر دادنش در مورد عذاب روز قیامت معصوم است، و از سر هوی و هوس سخن نمیگوید؛ عذابی که در آن هیچ شکی نیست، و هرگز نمیتوان آنرا دفع نمود، و در برابر آن یاوری به دست آورد؟! آیا رد کردن خبر او -به دلیل اینکه زمان اتفاق افتادن عذاب را بیان نکرده است- نهایتِ بیخردی نیست؟!
(30) (﴿قُل﴾) به آنها بگو و آنان را از وقت وقوع عذاب که هیچ شکی در آن نیست خبر ده، (﴿لَّكُم مِّيعَادُ يَوۡمٖ لَّا تَسۡتَٔۡخِرُونَ عَنۡهُ سَاعَةٗ وَلَا تَسۡتَقۡدِمُونَ﴾) وعدۀ شما روز مشخّصی است که لحظهای از آن پیش و پس نخواهید شد. پس بترسید از آن روز، و برای آن آمادگی پیدا کنید.