Al-Kahf
Wannan tafsiri ne da wani harshe ba Larabci ba, kamar yadda yake a Quranic Universal Library (QUL, ta Tarteel), wanda aka ɗauka ta kwafin buɗaɗɗen bayanan QUL da spa5k/tafsir_api ke riƙewa. Bayanan QUL ba su faɗi wanda ya rubuta ko ya fassara shi ba, ko wane bugu da aka buga yake bi, kuma ba su bayyana lasisi ga rubutun ba, saboda haka ba a tabbatar da haƙƙin nuna shi ba. Babu wanda ya kwatanta shi da littafin da aka buga, kuma babu malami da ya duba shi. Kowane sashe yana kusa da ayoyin da yake bayani a kansu, waɗanda rubutun Alƙur’ani ne na Tanzil, kamar yadda yake a can. Sabīl bai rubuta ko ɗaya daga cikinsa ba, kuma bai fassara shi ba.
Rubutu dagaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITan ɗauka 2026-10-21
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِـَٔايَـٰتِ رَبِّهِۦ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِىَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِىٓ ءَاذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوٓا۟ إِذًا أَبَدًا 57 وَرَبُّكَ ٱلْغَفُورُ ذُو ٱلرَّحْمَةِ ۖ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا۟ لَعَجَّلَ لَهُمُ ٱلْعَذَابَ ۚ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا۟ مِن دُونِهِۦ مَوْئِلًا 58 وَتِلْكَ ٱلْقُرَىٰٓ أَهْلَكْنَـٰهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا۟ وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا 59
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا و کيست ستمکارتر از کسي که با آيات پروردگارش پند داده شود، آنگاه از آن روي گرداند، و آنچه را که از پيش فرستاده است فراموش کند؟ ما بر دلهاي آنان پرده ها افکنده ايم تا آن را نفهمند، و در گوشهايشان سنگيني قرار داده ايم، و اگر آنها را به سوي هدايت بخواني هرگز راه نيابند. وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا و پروردگار تو بس آمرزنده و صاحب رحم است ، اگر آنان را در برابر آنچه بدست آورده اند مجازات مي کرد، عذاب را به شتاب برايشان مي فرستاد، ولي موعدي دارند که [با فرا رسيدن] در برابرش پناهي نمي يابند. وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا و [مردمان ] اين شهرها را چون ستم کردند، نابود کرديم، و براي هلاکشان معيادي مقرر نموديم.
(57) خداوند خبر میدهد که هیچ کس ستمگر و مجرم تر از بندهای نیست که به آیات خدا پند داده شود و برای او حق از باطل و هدایت از گمراهی روشن شده، و از عذاب الهی برحذر داشته شده و به پاداش او تشویق شود، اما باز ازآن روی بگرداند، و پند نپذیرد، و از آنچه برآن بوده است، برنگردد، و گناهانی را که مرتکب شده است، فراموش کند، و خداوند دانا به پنهان را مدنظر نداشته باشد. پس چنین کسی، ستمگرتر است از آن کس که آیات الهی به او نرسیده و به آن پند داده نشده و رویگردان شده است. چنین فردی گرچه ستمگر است، اما آن یکی که از روی علم و آگاهی روی گردانده است، ستمگرتر میباشد؛ زیرا کسی که از روی دانش و بینش مرتکب گناه میشود، مجرم تر از کسی است که چنین نیست. خداوند متعال چنین کسی را، به سبب رویگردانیاش از آیات خدا، و به سبب اینکه گناهانش را فراموش کرده، و به سبب اینکه علی رغم اینکه شرّ را میشناسد اما آن را برای خود بر میگزیند و به آن خشنود میگردد، مجازات مینماید؛ و درهای هدایت را به روی او میبندد -به این صورت که بردلش پردههای محکمی میافکند که او را از اینکه آیات الهی را بفهمد، باز میدارد- پس او گرچه آیات را بشنود، نمیتواند آن را بفهمد و بر دلش تأثیر بگذارد. (﴿وَفِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٗا﴾) و در گوشهایشان ناشنوایی وکری قرار دادهایم، بهگونهای که نمیگذارد آیات خدا را طوری بشنوند که از آن بهره مند شوند. پس راهی برای هدایت آنها نیست. (﴿وَإِن تَدۡعُهُمۡ إِلَى ٱلۡهُدَىٰ فَلَن يَهۡتَدُوٓاۡ إِذًا أَبَدٗا﴾) و اگر آنان را به سوی هدایت فرا بخوانی، هرگز راهیاب نمیشوند؛ زیرا آن که امید میرود به ندای دعوتگرِ هدایت لبیک بگوید، کسی است که شناختی ندارد؛ اما اینان که حق را دیدهاند، سپس چشم فروبستهاند؛ و راه حق را شناخته، سپس آن را رها کردهاند؛ و راه گمراهی را دانسته، و آن را در پیش گرفتهاند. و خداوند به سزای کارهایشان، بر دلهایشان مهر زده و دلهایشان را بسته است. پس برای هدایت شدن چنین کسانی، راه و چارهای نیست. و این آیه، هشداری است برای کسانی که حق را بعد از شناخت آن، ترک گفتهاند که مبادا میان آنان و حق چیزی حایل گردد که دیگر نتوانند به آن برسند.
(58) سپس خداوند متعال از گستردگی آمرزش و رحمت خویش، و اینکه گناهان را میآمرزد، و توبۀ کسانی را که توبه مینمایند، میپذیرد، و آنان را با رحمت خویش میپوشاند، و احسان خود را شامل حالشان میگرداند، خبر داد و فرمود: اگر بندگان را بهخاطر گناهانی که انجام میدهند، مجازات نماید، هرچه زودتر عذاب را به سراغشان میفرستد؛ اما چنین نمیکند، بلکه آنان را مهلت میدهد، اما فراموششان نمیکند، و پیامدهای گناهان را حتماً باید رخ بنمایاند، هرچند از زمان ارتکاب آن، مدتی گذشته باشد. بنابراین فرمود: (﴿بَل لَّهُم مَّوۡعِدٞ لَّن يَجِدُواۡ مِن دُونِهِۦ مَوۡئِلٗا﴾) و آنها موعد و زمانی دارند که در آن موعد، به سزای اعمالشان میرسند، و حتماً بدان روز گرفتار خواهند شد، و هیچ پناهگاه و گریزی از آن ندارند. و این قانون خداوند در مورد پیشینیان و پسینیان است که آنها را فوراً به عذاب گرفتار نمیکند، بلکه آنها را به توبه نمودن و بازگشت به سوی خود دعوت میکند. پس اگر توبه نمودند و بازگشتند، آنها را میآمرزد و به آنان رحم مینماید و عذاب را از آنها دور میکند. و اگر به ستم و عناد و مخالفت خود ادامه دهند، و زمان موعود فرا برسد، درآن هنگام خدا عذاب خویش را بر آنان فرود میآورد. بنابراین فرمود:
(59) (﴿وَتِلۡكَ ٱلۡقُرَىٰٓ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡ لَمَّا ظَلَمُواۡ﴾) و این شهرها را چون اهالی آن ستم کردند، بهسبب ستمشان نابود کردیم، وما برآنها ستم ننمودیم. (﴿وَجَعَلۡنَا لِمَهۡلِكِهِم مَّوۡعِدٗا﴾) و برای نابودیشان وقتی را معین نمودیم که از آن وقت پس و پیش نمیشوند.