Tsallaka zuwa abin da ke ciki
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Nahl
Sura ta 16

An-Nahl

Wannan tafsiri ne da wani harshe ba Larabci ba, kamar yadda yake a Quranic Universal Library (QUL, ta Tarteel), wanda aka ɗauka ta kwafin buɗaɗɗen bayanan QUL da spa5k/tafsir_api ke riƙewa. Bayanan QUL ba su faɗi wanda ya rubuta ko ya fassara shi ba, ko wane bugu da aka buga yake bi, kuma ba su bayyana lasisi ga rubutun ba, saboda haka ba a tabbatar da haƙƙin nuna shi ba. Babu wanda ya kwatanta shi da littafin da aka buga, kuma babu malami da ya duba shi. Kowane sashe yana kusa da ayoyin da yake bayani a kansu, waɗanda rubutun Alƙur’ani ne na Tanzil, kamar yadda yake a can. Sabīl bai rubuta ko ɗaya daga cikinsa ba, kuma bai fassara shi ba.

Rubutu dagaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITan ɗauka 2026-10-21

Ayoyi 106–109

مَن كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ إِيمَـٰنِهِۦٓ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُۥ مُطْمَئِنٌّۢ بِٱلْإِيمَـٰنِ وَلَـٰكِن مَّن شَرَحَ بِٱلْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ ٱللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ 106 ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسْتَحَبُّوا۟ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا عَلَى ٱلْـَٔاخِرَةِ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْكَـٰفِرِينَ 107 أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَـٰرِهِمْ ۖ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْغَـٰفِلُونَ 108 لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ هُمُ ٱلْخَـٰسِرُونَ 109

مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ هر کس که پس از ايمان آوردنش به خدا کفر ورزد (به عذاب دردناکي گرفتار خواهد شد) مگر کسي که وادار به اظهار کفر شود و در همان حال د لش به ايمان مطمئن باشد، ولي کساني که براي پذيرش کفر سينه بگشايند خشم خداوند بر آنان است و عذاب بزرگي دارند. ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ اين بدان خاطر است که آنان زندگاني دنيا را بر آخرت ترجيح دادند و خداوند گروه کافران را هدايت نمي کند. أُولَـئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ايشان کساني اند که خداوند بر دلها و گوش ها و چشمانشان مهر نهاده است و اينان بي خبرانند. لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ بدون شک آنان در آخرت همان زيان کارانند.

(106 - 108) خداوند از زشتی حالت کسی خبر می‌دهد که (﴿كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَٰنِهِۦٓ﴾) پس از ایمان آوردنش، کافر شود. چنین کسی پس از اینکه بینا شده، کور گشته؛ و بعد از اینکه هدایت شده، به گمراهی بازگشته و سینه‌اش را برای پذیرش مجدد کفر گشوده و به آن راضی و مطمئن شده است. خداوند می‌فرماید: چنین کسانی به خشم شدیدی از سوی پروردگار مهربان گرفتار می‌شوند. خداوند هرگاه به خشم بیاید، هیچ چیزی در برابر خشم او توان مقاومت را ندارد، و همه چیز بر چنین کسانی خشمگین می‌شود. (﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و ایشان عذاب بزرگ و مستمرّی در پیش روی دارند. (﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱسۡتَحَبُّواۡ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا عَلَى ٱلۡأٓخِرَةِ﴾) این بدان خاطر است که آنان، زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ و به طمع متاع دنیا، و به سبب علاقه نداشتن به آخرت، به عقب برگشتند. پس وقتی که کفر را بر ایمان ترجیح دادند، خداوند آنها را از هدایت محروم نمود؛ چون کفر، تبدیل به صفت و حالت همیشگی آنها شد. بنابراین خداوند بر دل‌هایشان مهر نهاد، به‌گونه‌ای که هیچ خیری به دل‌هایشان وارد نمی‌شد؛ وبر گوش و چشمانشان مهر نهاد، به نحوی که نمی‌توانستند چیزی را بشنوند یا ببینند که به آنها فایده برساند. پس غفلت و خواری، آنها را در بر گرفت و از رحمت خدا ـ که هر چیز‌ی را در گسترۀ خود جای داده است ـ محروم شدند. چون رحمت الهی به نزد آنها آمد، ولی آن را نپذیرفتند.

(109) (﴿لَا جَرَمَ أَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾) بدون شک آنان در آخرت، همان زیانکاران‌اند، که خود و اموال و خانوادۀ خود و نعمت پایدار و همیشگی را از دست می‌دهند، و به عذاب دردناک گرفتار می‌شوند. به خلاف کسانی است که مجبور به اظهار کفر می‌شوند -اما دل‌هایشان سرشار از ایمان است و به ایمان علاقه دارند- برای چنین افرادی که به‌ناچار اظهار کفر می‌کنند، اشکالی ندارد و بر آنها گناهی نیست؛ و درصورتی که مجبور شوند، می‌توانند کلمۀ کفر را بر زبان بیاورند. و این دلالت می‌نماید کسی که از روی اجبار زنش را طلاق می‌دهد یا برده‌اش را آزاد می‌کند، یا مجبور به خریدن یا فروختن چیزی می‌شود، و یا سایر عقدها و معاملاتی که به زور و اجبار می‌بندد، اعتباری ندارد و هیچ حکم شرعی بر آن مترتب نمی‌شود؛ چون اگر انسان از روی اکراه و اجبار کلمۀ کفر را بر زبان بیاورد مورد مؤاخذه قرار نگیرد، در دیگر موارد به طریق اولی مؤاخذه نمی‌شود.