Skip to content
Tafsir As-Saadi - Persian · Abasa
Sūrah 80

Abasa

This is a tafsīr in a language other than Arabic as the Quranic Universal Library (QUL, by Tarteel) has it, taken through the open copy of QUL’s data that spa5k/tafsir_api keeps. QUL’s record does not say who wrote or translated it or which printed edition it follows, and states no licence for the text, so the right to show it is not verified. Nobody has compared it with a printed book, and no scholar has reviewed it. Each passage stands beside the verses it comments on, which are the Qur’ān text of Tanzil, shown as it is there. Sabīl did not write or translate any of it.

Text fromQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITtaken 2026-10-21

Verses 1–10

عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ 1 أَن جَآءَهُ ٱلْأَعْمَىٰ 2 وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ 3 أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكْرَىٰٓ 4 أَمَّا مَنِ ٱسْتَغْنَىٰ 5 فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ 6 وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ 7 وَأَمَّا مَن جَآءَكَ يَسْعَىٰ 8 وَهُوَ يَخْشَىٰ 9 فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ 10

عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود ، أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است ، فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد ، وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد ، فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي.

مکي و 42 آيه است.

بسم الله الرحمن الرحيم

(1 - 10) سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم بپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هدایت شدن مردم به شدّت علاقه‌مند بود. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد، و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: (﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ﴾) در برابر فقیر چهره درهم کشید و بدن خود را به سوی ثروتمند کج کرد. زیرا شخص کور نزد او آمد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود: (﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ﴾) تو چه می‌دانی، شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. (﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ﴾) یا آنچه را که به او فایده می‌رساند بپذیرد، و از این پند بهره‌مند ‌شود و این فایدۀ بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظۀ واعظان و پند دادن پنددهندگان همین است. پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو می‌داند، مناسب‌تر و ضروری‌تر است. و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بی‌نیاز می‌داند و نمی‌پرسد و علاقه‌ای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایستۀ تو نیست؛ چون اگر آن توانگر تزکیه نشود، گناهی بر تو نیست، و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمی‌گیری. اینجا قاعدۀ معروفی به دست می‌آید که «هیچ‌گاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمی‌گردد؛ و مصلحتی که تحقق یافته است، نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن می‌رود رها شود.» و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقه‌مند می‌باشد، از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.