Skip to content
Tafsir As-Saadi - Persian · Al-Maaida
Sūrah 5

Al-Maaida

This is a tafsīr in a language other than Arabic as the Quranic Universal Library (QUL, by Tarteel) has it, taken through the open copy of QUL’s data that spa5k/tafsir_api keeps. QUL’s record does not say who wrote or translated it or which printed edition it follows, and states no licence for the text, so the right to show it is not verified. Nobody has compared it with a printed book, and no scholar has reviewed it. Each passage stands beside the verses it comments on, which are the Qur’ān text of Tanzil, shown as it is there. Sabīl did not write or translate any of it.

Text fromQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITtaken 2026-10-21

Verses 41–44

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ لَا يَحْزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْكُفْرِ مِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِأَفْوَٰهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ ۛ وَمِنَ ٱلَّذِينَ هَادُوا۟ ۛ سَمَّـٰعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّـٰعُونَ لِقَوْمٍ ءَاخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ ۖ يُحَرِّفُونَ ٱلْكَلِمَ مِنۢ بَعْدِ مَوَاضِعِهِۦ ۖ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَـٰذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَٱحْذَرُوا۟ ۚ وَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ فِتْنَتَهُۥ فَلَن تَمْلِكَ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَمْ يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ۚ لَهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا خِزْىٌ ۖ وَلَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ 41 سَمَّـٰعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّـٰلُونَ لِلسُّحْتِ ۚ فَإِن جَآءُوكَ فَٱحْكُم بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ ۖ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْـًٔا ۖ وَإِنْ حَكَمْتَ فَٱحْكُم بَيْنَهُم بِٱلْقِسْطِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ 42 وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ ٱلتَّوْرَىٰةُ فِيهَا حُكْمُ ٱللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ ۚ وَمَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ 43 إِنَّآ أَنزَلْنَا ٱلتَّوْرَىٰةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا ٱلنَّبِيُّونَ ٱلَّذِينَ أَسْلَمُوا۟ لِلَّذِينَ هَادُوا۟ وَٱلرَّبَّـٰنِيُّونَ وَٱلْأَحْبَارُ بِمَا ٱسْتُحْفِظُوا۟ مِن كِتَـٰبِ ٱللَّهِ وَكَانُوا۟ عَلَيْهِ شُهَدَآءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا۟ ٱلنَّاسَ وَٱخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا۟ بِـَٔايَـٰتِى ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْكَـٰفِرُونَ 44

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَـذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ؛ اي پيامبر ، غمگين نکند تو را کردار آنان که به کفر مي شتابند چه ، آنهايي که به زبان گفتند که ايمان آورديم و به دل ايمان نياورده اند و چه آن يهودان که گوش به دروغ مي سپارند و براي گروهي ديگر که خود نزد تو نمي آيند سخن چيني مي کنند ، و سخن خدا را دگرگون مي سازند ، و مي گويند : اگرشما را اينچنين گفت بپذيريد و گرنه از وي دوري گزينيد و هر کس را که خدا به فتنه گري افکند ، تواش از قهر خدا رهايي نخواهي داد اينان کساني هستند که خدا نخواسته است که دلهايشان را پاک گرداند آنان را در دنيا خواري و در آخرت عذابي بزرگ است. سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ؛ گوش نهادگان بر دروغند ، خورندگان حرامند پس اگر نزد تو آمدند ميانشان ، حکم کن يا از ايشان رويگردان شو ، و اگر رويگردان شوي هيچ به تو زياني نرسانند و اگر ميانشان حکم کني به عدالت حکم کن که خدا عدالت پيشگان را دوست دارد. وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ؛ چگونه تو را داور قرار مي دهند ، در حالي که تورات که حاوي حکم خداست در، نزد آنهاست ? سپس از حکم تو رويگردان مي شوند و اينان ايمان نياورده اند. إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ؛ ما تورات را که در آن هدايت و روشنايي است ، نازل کرديم پيامبراني که ، تسليم فرمان بودند بنابر آن براي يهود حکم کردند و نيز خداشناسان و دانشمندان که به حفظ کتاب خدا مامور بودند و بر آن گواهي دادند ، پس ، ازمردم مترسيد ، از من بترسيد و آيات مرا به بهاي اندک مفروشيد و هر که بر وفق آياتي که خدا نازل کرده است حکم نکند ، کافر است.

(41) پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی می‌دید کسی اظهار ایمان می‌کند، سپس به کفر باز می‌گردد، از فرط علاقه‌اش به آنان شدیداً غمگین می‌شد. خداوند او را راهنمایی کرد که برای چنین افرادی نباید تأسف بخورد و اندوهگین شود؛ زیرا اینها به هیچ دردی نمی‌خورند، و به هیچ کاری نمی‌آیند. اگر حضور داشته باشند، سودی نمی‌رسانند؛ و اگر حضور نداشته باشند، هیچ کسی در پی آنان نیست. بنابراین علت اندوه نخوردن برای آنها را بیان کرد و فرمود: (﴿مِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاۡ ءَامَنَّا بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَلَمۡ تُؤۡمِن قُلُوبُهُمۡۛ﴾)کسانی که با زبان می‌گویند: «مؤمن هستیم»، ولی در دل‌هایشان ایمان وجود ندارد؛ زیرا باید برای کسانی متأسف و اندوهگین شد که در ظاهر و باطن مؤمن بوده، و هرگز از دینشان برنگشته و مرتد نمی‌شوند. چون هرگاه لطافت و درخشندگی ایمان با دل‌ها در آمیزد، صاحب آن، چیزی دیگر را به جای ایمان نمی‌پذیرد، و به دنبال چیزی دیگر نمی‌رود. (﴿وَمِنَ ٱلَّذِينَ هَادُواۡۛ﴾) و گروهی از یهودیان، (﴿سَمَّٰعُونَ لِلۡكَذِبِ سَمَّٰعُونَ لِقَوۡمٍ ءَاخَرِينَ لَمۡ يَأۡتُوكَ﴾) به سخنان دروغ گوش فرا می‌دهند، و از سران خود که کارشان دروغ و گمراهی و فساد است، پیروی‌کرده و از آنان اطاعت می‌کنند. و این رؤسا که مردم از آنها اطاعت می‌کنند؛ پیش تو نمی‌آیند، بلکه از تو روی گردانده و به باطلی که دارند، خوشحال هستند. و آن عبارت است از اینکه الفاظ طوری معنی گردند، که موجب گمراهی مردم و نادیده گرفته شدن حق گردد. پس ایشان فرمانبردار دعوتگرانِ به سویِ گمراهی هستند؛ کسانی که هر دروغی را می‌بافند، و نه عقل دارند، و نه همت و اراده. پس وقتی که از شما پیروی نکردند شما نیز به آنان توجه مکن، و از آنان پروا نداشته باش، چون آنها بی‌نهایت ناقص و کم عقل‌اند، و به چنین افرادی نباید توجه کرد. (﴿يَقُولُونَ إِنۡ أُوتِيتُمۡ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمۡ تُؤۡتَوۡهُ فَٱحۡذَرُواۡ﴾) آنان هنگامی که برای داوری پیش تو می‌آیند، هدفی جز پیروی از هوی و هوس ندارند. و به یکدیگر می‌گویند: اگر داوریِ محمد با خواست و میل شما موافق بود، حکم و داوری او را بپذیرید، در غیر این صورت از وی بپرهیزید و از ایشان اطاعت نکنید. و این فتنه، پیروی از خواست و هوای نفس است. (﴿وَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ فِتۡنَتَهُۥ فَلَن تَمۡلِكَ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ًٔا﴾) و هرکس خدا بخواهد او را به بلا و فتنه‌ای مبتلا کند، نمی‌توانی کاری را برایش انجام دهی. همچنان‌که خداوند فرموده است:﴿إِنَّكَ لَا تَهۡدِي مَنۡ أَحۡبَبۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾ همانا تو نمی‌توانی هرکس را که دوست داری، هدایت کنی، بلکه خداوند هرکس را که بخواهد هدایت می‌نماید. (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمۡ﴾) ایشان کسانی‌اند که خداوند نمی‌خواهد دل‌هایشان را پاک بگرداند؛ یعنی چون خداوند دل‌هایشان را پاک نکرده است، چنین کارهایی از آنان سر می‌زند. پس این دلالت می‌نماید هرکس هدفش از گردن نهادن به داوریِ شرع، پیروی از هوی و هوس باشد؛ اگر به نفع او حکم شود، راضی گردد و اگر به نفع وی حکم نشود، ناراضی شود؛ این بر اثر آلودگی دلش است، همچنان‌که اگر کسی به حکم و داوریِ شرع گردن نهد، خواه با امیال و آرزوی وی موافق باشد یا نه، این بیانگر طهارت و پاکی قلب اوست، و پاکی دل، سبب هرخیر و نیکی است، و بزرگ‌ترین انگیزه برای هر سخن و کردار درست می‌باشد. (﴿لَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا خِزۡيٞ﴾) بهرۀ آنان در دنیا رسوایی و ننگ است.(﴿وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٞ﴾) و بهرۀ آنان در آخرت عذاب بزرگی است؛ و آن، آتش جهنم و ناخشنودی خداوند جبار است.

(42) (﴿سَمَّٰعُونَ لِلۡكَذِبِ﴾) و گوش دادن در اینجا به معنی پذیرفتن است؛ یعنی یکی از آثار کمبود دین و عقلشان، این است که دعوت کسی را اجابت می‌کنند که آنها را به سوی سخن دروغ فرا می‌خواند. (﴿أَكَّٰلُونَ لِلسُّحۡتِ﴾) [و] بسیار مال حرام می‌خورند و آن را در قالب حقوق و سهمیه‌های مقرر از بی‌خردان و مردمان نادان به ناحق می‌گیرند. پس هم از دروغ پیروی می‌کنند و هم مال حرام می‌خورند. (﴿فَإِن جَآءُوكَ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُمۡ أَوۡ أَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ﴾) بنابراین اگر پیش تو آمدند، مختار هستی که میان آنان داوری نمایی یا از آنان روی بگردانی. و این منسوخ نیست، وبه هنگام آمدن این گروه برای داوری، قاضی اختیار دارد که میان آنان داوری نماید یا از داوری کردن میان آنان روی برگرداند، چون آنها حکم شرع را زمانی می‌پذیرند که با خواست آنها موافق باشد. بنابراین هرکس که استفتا کند، و برای داوری پیش عالمی برود، و معلوم گردد که اگر به ضرر او حکم کند راضی نخواهد بود، واجب نیست برای چنین کسی داوری شده، و به پرسش وی پاسخ داده شود. پس اگر میانشان حکم نمود، واجب است به دادگری حکم نماید. بنابراین فرمود: (﴿ وَإِن تُعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيۡ‍ٔٗاۖ وَإِنۡ حَكَمۡتَ فَٱحۡكُم بَيۡنَهُم بِٱلۡقِسۡطِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ﴾) و اگر از آنان روی بگردانی، نمی‌توانند هیچ ضرری به تو برسانند، و اگر حکم نمودی، پس میان آنان به دادگری حکم کن، همانا خداوند دادگران را دوست دارد. حتی اگر آنان ستمگر و دشمن بودند، ستمگری و دشمنی آنان تو را از عدالت در حکم و داوری باز ندارد. و این بیان فضیلت عدالت و دادگری در داوری میان مردم است، و اینکه خداوند متعال دادگری و عدالت را دوست دارد.

(43) سپس با ابراز تعجب از آنها فرمود: (﴿وَكَيۡفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ ٱلتَّوۡرَىٰةُ فِيهَا حُكۡمُ ٱللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوۡنَ مِنۢ بَعۡدِ ذَٰلِكَ﴾) و چگونه تو را به داوری می‌گیرند...؟ زیرا اگر آنان مؤمن بودند، و به مقتضای ایمان عمل می‌کردند، از حکم خدا که در تورات و پیش آنهاست، روی نمی‌گرداندند. آنها فقط بدان جهت تو را داور قرار می‌دهند که شاید طبق میل آنها قضاوت و داوری کنی، و هرگاه طبق حکم خدا ـ که موافق با چیزی است که در کتاب آنهاست ـ داوری کنی، ازآن راضی نمی‌شوند، بلکه اعراض کرده و آن را نمی‌پسندند. خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَآ أُوۡلَٰٓئِكَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و کسانی که این کارها را می‌کنند، مؤمن نیستند؛ یعنی این شیوه و عادت مؤمنان نمی‌باشد، و شایسته نیست که آنان را مؤمن نامید، چون آنها هوی وخواست‌های خود را معبود وخدای خویش قرار داده، واحکام خدا را پیرو خواست و امیال نفسانی خود گردانیده‌اند.

(44) (﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَا ٱلتَّوۡرَىٰةَ﴾) ما تورات را بر موسی پسر عمران علیه السلام نازل نمودیم. (﴿فِيهَا هُدٗى﴾) در آن رهنمودی است که به سوی ایمان و حق هدایت می‌کند و از گمراهی نجات می‌دهد. (﴿وَنُورٞ﴾) و در آن روشنایی است که تاریکی‌های جهالت و حیرت و تردید و شبهات و شهوات را روشن می‌کند. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ٱلۡفُرۡقَانَ وَضِيَآءٗ وَذِكۡرٗا لِّلۡمُتَّقِينَ﴾ و به راستی که به موسی و هارون فرقان و روشنایی و پندی برای پرهیزگاران بخشیدیم. (﴿يَحۡكُمُ بِهَا ٱلنَّبِيُّونَ ٱلَّذِينَ أَسۡلَمُواۡ﴾) که پیامبرانی با آن در میان یهودیان و در قضایا و فتاوا حکم می‌کنند؛ پیامبرانی که تسلیم خدا شده و از دستورات او فرمان می‌برند؛ کسانی که اسلامِ آنها از اسلام دیگران بهتر است، و بندگانی برگزیده هستند. پس وقتی که پیامبران بزرگوار و سروران مردم به تورات اقتدا نموده و به دنبال آن راه افتاده‌اند، چه چیزی این فرومایگان یهودی را از اقتدا کردن به آن بازداشته است؟ و چه چیزی باعث شده تا آنان شریف‌ترین دستوری که در تورات است مبنی بر ایمان آوردن به محمد صلی الله علیه وسلم دور بیندازند که هیچ عمل ظاهر و باطنی جز با این عقیده پذیرفته نمی‌شود؟ آیا آنان در این مورد پیشوایی دارند؟ آری! آنان پیشوایانی دارند که شیوه و عادتشان تحریف، و به‌دست آوردن ریاست و مقام در میان مردم، و به‌دست آوردن مال از راه کتمان حق و اظهار باطل است. اینان ائمه و پیشوایان گمراهی هستند که [همواره مردم را] به آتش جهنم فرا می‌خوانند. (﴿وَٱلرَّبَّٰنِيُّونَ وَٱلۡأَحۡبَارُ﴾) همچنین کسانی که پیشوایان دین هستند و در میان یهودیان بر اساس تورات حکم می‌کنند؛ انسان‌های خدا پرست و علمایی که به علم خود عمل می‌نمایند، و آن را به دیگران می‌آموزند و مردم را به بهترین صورت تربیت می‌کنند، و راه پیامبرانِ مهربان را در رفتار با مردم در پیش می‌گیرند. «احبار» یعنی دانشمندان بزرگ که مردم از سخنانشان پیروی کرده و به دنبالشان حرکت می‌کنند؛ و در بین ملت‌هایشان ستایش و تمجید می‌شوند، و حکم صادر شده از جانب آنها موافقِ حق است. (﴿بِمَا ٱسۡتُحۡفِظُواۡ مِن كِتَٰبِ ٱللَّهِ وَكَانُواۡ عَلَيۡهِ شُهَدَآءَ﴾) به سبب اینکه خداوند آنان را نگهبان و پاسدار و امانتدار کتابش قرار داده است، و کتاب خدا امانتی است نزد آنها، که حفاظت آن را بر آنان واجب گردانیده و از کاستن یا افزودن برآن ممانعت به‌عمل می‌آورد، و آن را به کسی که نمی‌داند، می‌آموزند. آنان گواهِ بر آن هستند و مردم باید در مورد کتاب و آنچه برآنان مشتبه است، به آنها مراجعه کنند. خداوند چیزی را بر دوش علما گذارده که آن را به دوش جاهلان نگذاشته است، پس بر علما واجب است تا مسئولیتی را که بر دوش دارند، انجام دهند. و از انسان‌های جاهلی تبعیت نکنند که به تنبلی و مسئولیت‌گریزی گراییده‌اند. و نباید فقط به عبادت‌های فردی از قبیل ذکر و نماز و زکات و حج و روزه و دیگر کارها اکتفا کنند که هرگاه غیر اهل علم [نیز] آن را انجام دهند، در امان خواهند بود و نجات پیدا خواهند کرد، بلکه همچنان که بر آنان واجب شده است، عبادات را انجام دهند، نیز بر آنان واجب شده است که مردم را تعلیم دهند، و آنان را از امور دینی شان به ویژه مسایل اعتقادی و موضوعاتی که زیاد به آن نیاز دارند، آگاه سازند. نیز از آنها خواسته شده تا از مردم نهراسند، بلکه از پروردگارشان بترسند. بنابراین فرمود: (﴿فَلَا تَخۡشَوُاۡ ٱلنَّاسَ وَٱخۡشَوۡنِ وَلَا تَشۡتَرُواۡ بِ‍َٔايَٰتِي ثَمَنٗا قَلِيلٗا﴾) از مردم نترسید و از من بهراسید، و آیات مرا به بهای اندکی نفروشید، و به خاطر کالای اندک دنیا، حق را پنهان نکنید و باطل را آشکارا ننمایید. و هرگاه عالم از این آ‌فت‌ها سالم بماند، او توفیق یافته است. و خوشبختی وی در این است که اراده و فکرش را در راه کسب علم و تعلیم آن صرف کند، و بداند علمی که دارد خدا به وی عطا کرده، او را پاسدار آن قرار داده و بر آن گواه نموده است. و باید از پروردگارش بترسد. و نباید ترس از مردم، او را از انجام آنچه باید انجام دهد، باز دارد و دنیا را بر دین ترجیح دهد. همان‌طور که نشانۀ شقاوت و بدبختیِ عالم این است که همواره وقتِ خود را به بطالت و بیکاری سپری کند، و آنچه را که بدان دستور داده شده است، انجام ندهد، و به آنچه که به صورت امانت به او سپرده شده است، توجه نکند و آن را ضایع نماید و دین را به دنیا بفروشد و در داوری و قضاوت‌هایش رشوه بگیرد، و بندگان خدا را جز در برابر مزد و حقوق تعیین شده، تعلیم ندهد. پس خداوند نعمت بزرگی را به چنین فردی ارزانی نموده که شکر آن را به جای نیاورده است، و بهرۀ بزرگی را نصیب او کرده که دیگران را از آن محروم نموده است. بار خدایا! علمی مفید و عملی پذیرفته شده از تو می‌خواهیم، و از تو می‌طلبیم که ما را بیامرزی و عافیت و سلامتی را نصیبمان گردانی. (﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾) و هرکس برابر آنچه خدا نازل فرموده است، حکم نکند و به خاطر هدف فاسدی که دارد، به باطل حکم نماید، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾) پس ایشان کافران‌اند؛ چون حکم به غیر آنچه خدا نازل نموده، از اعمال کافران است. و گاهی این امر به جایی می‌رسد که تبدیل به کفری شده که انسان را از دین خارج می‌کند. و این زمانی است که حکمِ غیر خدا را حلال و جایز بداند. و گاهی حکم به غیر آنچه خدا نازل فرموده، گناه کبیره و از اعمال کفر آمیزی خواهد بود که آدمی به سبب آن سزاوار عذاب سخت می‌شود.