Faatir
This is a tafsīr in a language other than Arabic as the Quranic Universal Library (QUL, by Tarteel) has it, taken through the open copy of QUL’s data that spa5k/tafsir_api keeps. QUL’s record does not say who wrote or translated it or which printed edition it follows, and states no licence for the text, so the right to show it is not verified. Nobody has compared it with a printed book, and no scholar has reviewed it. Each passage stands beside the verses it comments on, which are the Qur’ān text of Tanzil, shown as it is there. Sabīl did not write or translate any of it.
Text fromQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITtaken 2026-10-21
يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِ ۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ 15 إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ 16 وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٍ 17 وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۚ وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَىٰ حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَىْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰٓ ۗ إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِٱلْغَيْبِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ ۚ وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفْسِهِۦ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِيرُ 18
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ اي مردم ، همه شما به خدا نيازمنديد اوست بي نياز و ستودني. إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ؛ اگر، بخواهد ، شما را از ميان مي برد و مردمي تازه مي آورد. وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ؛ و اين کار بر خدا دشوار نيست. وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ؛ هيچ کس بار گناه ديگري را بر دوش نکشد و اگر گرانباري کسي را به حمل کردن بار خود فرا خواند ، هر چند خويشاوند او باشد ، از حمل آن سر باز زند تو فقطکساني را مي ترساني که از پروردگارشان ، ناديده ، بيمناکند ونماز مي گزارند و هر که پاک شود براي خود پاک شده و سرانجام همه به سوي خداست.
(15) خداوند همۀ مردم را مورد خطاب قرار داده است، و حالت و وضعیّت آنها را برایشان بیان میدارد و میفرماید: همۀ شما از هر جهت به خدا نیازمند هستید. انسانها در به وجود آمدنشان به خدا نیاز دارند که اگر خداوند آنها را به وجود نمیآورد، به وجود نمیآمدند. و در مسلح شدن به قدرت و اعضا و جوارح، به او نیاز دارند که اگر خداوند آنها را آماده نمیساخت، آمادگی انجام هیچ کاری را نداشتند. و در بهدست آوردن روزیها و نعمتهای ظاهری و باطنی به او نیازمندند. پس اگر فضل و احسان خدا نبود و کارها را آسان نمیکرد، این روزی و نعمتها را بهدست نمیآوردند. و در دور شدن مصیبتها و بدیها از خویشتن، و دور شدن سختیها و رنجها به خداوند نیاز دارند. پس اگر خداوند سختیها را از آنها دور نمیکرد و مشکلاتشان را حل نمینمود، همواره به ناگواریها و سختیها گرفتار میآمدند. و در پرورش یافتن و تدبیر امورشان، به او نیاز دارند. در عبادت کردن خدا و دوست داشتن او و تعبّد و اخلاص بندگی برای خدا نیز به او نیاز دارند؛ چرا که اگر خداوند این توفیق را به آنها نمیداد، هلاک میگشتند، و ارواح و دلها و احوالشان فاسد میگشت. و در آموختن آنچه نمیدانند، و عمل کردن به آنچه که به صلاح و نفع آنهاست، به خدا نیازمندند، که اگر خداوند به آنها یاد نمیداد، نمیآموختند. و اگر توفیق او نبود، کار و اموراتشان سامان نمییافت. پس آنها از هر جهت به او نیاز دارند؛ خواه گوشهای از انواع این نیازمندیها را درک کنند یا درک نکنند. ولی کسی موفق است که همواره و در همۀ حالات دینی و دنیوی خویش، نیازمندیاش را ابراز نماید؛ و در برابر خداوند فروتنی و زاری کند؛ و از او بخواهد که وی را به اندازۀ یک چشم به هم زدن نیز به خودش نسپارد؛ و او را در همۀ کارهایش یاری کند. و این مفهوم را همواره به خاطر داشته باشد. پس چنین کسی، سزاوار است که از جانب پروردگار و معبودش که از مادر مهربانتر است یاری شود. (﴿وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾) و خداوند بینیاز و ستوده است، و از هر جهت دارای غنا و بینیازیِ کامل است. پس او به آنچه بندگانش محتاج و نیازمندند نیازی ندارد؛ چون صفات او کاملاند، و همۀ صفات او صفات کمال هستند. و از جمله توانگری و بینیازی خداوند این است که مردم را در دنیا و آخرت بینیاز میگرداند؛ و در ذات و نامهایش ستوده است؛ چون نامهای او «حسنی» در اوج زیبایی و جمال میباشد، و در صفاتش نیز ستوده است، چون صفات او «علیا» در اوج والایی میباشد، و در کارهایش نیز ستوده است؛ زیرا کارهای او سرشار از فضل و نیکی و عدالت و حکمت و رحمت است؛ همچنین در اوامر و نواهیاش ستوده است، پس او به خاطر صفات پسندیدهای که دارد، و به خاطر افعال و اوامر و نواهیای که از ایشان صادر میشود، ستوده است، و در توانگری و بینیازیاش و در ستایش و حمد خویش نیز ستوده میباشد.
(16) (﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾) احتمال دارد منظور این باشد که ای مردم! اگر خداوند بخواهد، شما را از میان برمیدارد و مردمانی دیگر را جایگزین شما میسازد که از شما بیشتر از خداوند اطاعت و فرمانبرداری میکنند. در اینجا خداوند انسانها را به هلاک ساختن و نابود کردن تهدید کرده است، و اینکه مشیّت و خواست خداوند بر این امر تواناست. و احتمال دارد که منظور از این، اثبات رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ باشد، و اینکه مشیّت الهی در هر چیزی نافذ است و شما را پس از مردنتان دوباره زنده میگرداند و آفرینش تازه به شما میدهد؛ اما برای آن وقت، زمانی است که خداوند مقدّر کرده است؛ و آن مدّت مقرر، پس و پیش نخواهد شد.
(17) (﴿وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ﴾) و این کار بر خداوند دشوار نیست؛ یعنی ناممکن نیست، و این کار فراتر از توان او نمیباشد.
(18) و آنچه را که بعد از آن بیان نمود، بر معنی اخیر دلالت مینماید: (﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾) و در روز قیامت هرکس طبق عمل خودش مورد سزا و جزا قرار میگیرد، و هیچ کس بار گناه کسی دیگر را به دوش نمیکشد. (﴿وَإِن تَدۡعُ مُثۡقَلَةٌ إِلَىٰ حِمۡلِهَا﴾) و اگر انسانی که بار گناهانش سنگین است، از کسی دیگر کمک بخواهد تا برخی از گناهانش را بردارد، (﴿لَا يُحۡمَلۡ مِنۡهُ شَيۡءٞ وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰٓ﴾) چیزی از بار گناهانش برداشته نمیشود، اگرچه خویشاوند باشد. پس هیچ خویشاوندی بار خویشاوندی دیگر را برنمیدارد. بنابراین آخرت همانند دنیا نیست که دوست، دوست خود را یاری کند، بلکه در روز قیامت انسان آرزو میکند که ای کاش بر کسی حقی داشت گرچه این حق بر پدر ومادر و خویشاوندانش باشد. (﴿إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ وَأَقَامُواۡ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) تو تنها کسانی را میترسانی که از پروردگارشان در نهان میترسند، و نماز را بر پای میدارند؛ یعنی اینها هستند که بیم دادن را میپذیرند و از آن بهرهمند میشوند. اینها کسانی هستند که در نهان و آشکار از خداوند میترسند. اینها کسانی هستند که نماز را با حدود و شرایط و ارکان و واجباتش و با خشوع میخوانند؛ چون ترس از خدا مقتضی آن است که بنده آنچه را که در صورت ضایع کردنش ترس آن میرود دچار عقاب گردد، ضایع نکند؛ نیز مقتضی آن است تا از کاری دوری ورزد که با مرتکب شدن آن، ترس آن میرود دچار عذاب گردد. و نماز آدمی را به خیر و خوبی فرا میخواند، و از زشتی و منکر باز میدارد. (﴿وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفۡسِهِۦ﴾) و هر کس با پاک داشتن خود از عیبها از قبیل: ریا و تکبر و دروغ و فریبکاری و مکر و نفاق و امثال آن خود را از کارهای زشت پاک بگرداند؛ و خود را با اخلاق زیبا ازقبیل: راستگویی و اخلاص و تواضع و نرمی و خیرخواهی برای مردم و سالم بودن دل از کینه و حسد و دیگر زشتیهای اخلاقی آراسته بگرداند، سود این تزکیه و پاک داشتن به خود او برمیگردد، و از عمل او هیچ چیزی ضایع نخواهد شد، (﴿وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾) و بازگشت [همۀ مخلوقات] به سوی خداست، و او مردم را بهخاطر کارهای گذشتهشان سزا و جزا خواهد داد، و آنها را به خاطر کارهایی که کردهاند محاسبه مینماید، و هیچ کار کوچک و بزرگی را نگذاشته مگر آنکه آن را برشمرده است.