Al-Hajj
This is a tafsīr in a language other than Arabic as the Quranic Universal Library (QUL, by Tarteel) has it, taken through the open copy of QUL’s data that spa5k/tafsir_api keeps. QUL’s record does not say who wrote or translated it or which printed edition it follows, and states no licence for the text, so the right to show it is not verified. Nobody has compared it with a printed book, and no scholar has reviewed it. Each passage stands beside the verses it comments on, which are the Qur’ān text of Tanzil, shown as it is there. Sabīl did not write or translate any of it.
Text fromQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITtaken 2026-10-21
وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِىٍّ إِلَّآ إِذَا تَمَنَّىٰٓ أَلْقَى ٱلشَّيْطَـٰنُ فِىٓ أُمْنِيَّتِهِۦ فَيَنسَخُ ٱللَّهُ مَا يُلْقِى ٱلشَّيْطَـٰنُ ثُمَّ يُحْكِمُ ٱللَّهُ ءَايَـٰتِهِۦ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ 52 لِّيَجْعَلَ مَا يُلْقِى ٱلشَّيْطَـٰنُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَٱلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ لَفِى شِقَاقٍۭ بَعِيدٍ 53 وَلِيَعْلَمَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا۟ بِهِۦ فَتُخْبِتَ لَهُۥ قُلُوبُهُمْ ۗ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسْتَقِيمٍ 54
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ و هيچ رسول و هيچ پيامبري را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هنگام يكه چيزي را تلاوت ميكرد شيطان در تلاوت و خواندن او [شبهه] القا مي نمود، پس خداوند آنچه را كه شيطان القا ميكرد از بين ميبرد، سپس خداوند آياتش را استوار ميدارد، و خداوند بس آگاه و با حكمت است. لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ تا خداوند آنچه را كه شيطان ميافكند براي بيماردلان، و آنان كه دلهايشان سخت است آزموني قرار دهد. بيگمان ستمگران در عداوت عميق و مخالفت سختي به سر ميبرند. وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و تا دانش يافتگان بدانند كه آن [وحي] از سوي پروردگارت حق است، و به آن ايمان آورند، تا دلهايشان بدان آرام گيرد، و در برابرش تسليم و خاضع شوند و بيگمان خداوند مؤمنان را به راه راست هدايت ميكند.
(52) خداوند از اوجِ حکمتِ خویش صحبت میکند، و اینکه چه چیزی را برای بندگانش انتخاب نموده است. و میفرماید: ای محمد! (﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٖ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّآ إِذَا تَمَنَّىٰٓ﴾) ما هیچ پیامبر و رسولی را پیش از تو نفرستادهایم مگر اینکه وقتی آیات و احکام خداوند را برای مردم میخواند تا آنها را پند دهد و آنها را به معروف امر، و از منکر نهی کند، (﴿أَلۡقَى ٱلشَّيۡطَٰنُ فِيٓ أُمۡنِيَّتِهِۦ﴾) شیطان از راههای ویرانگرش وارد خواندن او شده، و چیزهایی در خواندن او میافکند که با تلاوت و خواندن او متضاد بود؛ با اینکه خداوند متعال پیامبران را معصوم و مصون قرار داده است، و آنها در آنچه که از سوی خداوند به مردم میرسانند، معصوماند؛ و خداوند وحی خویش را، از اینکه مشتبه گردد، یا با چیزی دیگر مخلوط شود، محفوظ و مصون میدارد. اما این القا و شبهه افکنی شیطان، پا برجا نیست و ادامه نخواهد داشت، بلکه عارضی است، و سپس از بین میرود، و عوارض احکامی جداگانه دارند. بنابراین فرمود: (﴿فَيَنسَخُ ٱللَّهُ مَا يُلۡقِي ٱلشَّيۡطَٰنُ ثُمَّ يُحۡكِمُ ٱللَّهُ ءَايَٰتِهِۦ﴾) پس خداوند آنچه را که شیطان میافکند، از بین میبرد، سپس خداوند آیاتش را استوار میدارد؛ یعنی خداوند آنچه را که شیطان میافکند، از بین میبرد و باطل مینماید؛ و بیان میکند که آن از آیات خدا نیست، سپس آیات خود را محکم و استوار میدارد، و آن را خالص نموده و محافظت میکند. بنابراین آیات خداوند، از آمیخته شدن با آنچه شیطان القا میکند، همواره خالص و ناب باقی میماند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند، آگاه و دانا و فرزانه و با حکمت است، و هرچیزی را در جایش قرارمیدهد. پس، از کمالِ حکمت خداوند، این است که شیطان را توانایی داده تا چنین القایی را بنماید تا آنچه را که در این بخش از آیه بیان نموده است، تحقق یابد. آنجا که میفرماید:
(53) (﴿لِّيَجۡعَلَ مَا يُلۡقِي ٱلشَّيۡطَٰنُ فِتۡنَةٗ﴾) تا القا و وسوسههای شیطان را، برای دو گروه از مردم که خداوند به آنها توجهی نمیکند، آزمونی قرار دهد، و آن دو گروه عبارتند از: (﴿لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ﴾) کسانی که در دلهایشان بیماری است؛ یعنی ایمانشان ضعیف است و کامل نمیباشد، و تصدیق و یقین قطعی در دلهایشان نیست؛ پس کوچکترین شبههای، در آنها اثر میگذارد. و چون آنچه را که شیطان میافکند، بشنوند، شک و تردید وارد دلهایشان میشود، و موجب فتنه و آزمایش آنها میگردد. (﴿وَٱلۡقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمۡ﴾) و سنگدلان؛ یعنی آنها که دلهایشان سخت است، و هشدار و اندرز در آن اثر نمیگذارد؛ و بهخاطر قساوتی که دارند، آنچه را که خدا و پیامبرش میگویند، نمیفهمند. اینها وقتی آنچه را که شیطان القا میکند، بشنوند، آن را دلیلی برای باطل خود قرار میدهند، و در پرتو آن مجادله مینمایند، و با خدا و پیامبرش به مخالفت میپردازند. (﴿وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَفِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ﴾) و بیگمان ستمگران در عداوت عمیق و مخالفت سختی قرار دارند؛ و آنچه شیطان القا میکند، برای این دو گروه از مردم مایۀ فتنه و آزمایش میگردد، و پلیدی که در دلهایشان پنهان است آشکار میشود. و اما گروه سوم که مورد مرحمت قرار میگیرند، کسانیاند که در این آیه ذکر شدهاند:
(54) (﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡعِلۡمَ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ﴾) و تا عالمان و دانش آموختگان بدانند که آن وحی، حق و از سوی پروردگارت است. خداوند به آنان دانش داده است؛ و به وسیلۀ آن، حق را از باطل، و هدایت را از گمراهی تشخیص میدهند. پس آنان با توجه به شواهد و دلایل موجود، حقِ پایدار را که خداوند آن را استوار مینماید، از باطل و عارضی که خداوند آن را از بین میبرد، تشخیص میدهند، تا بدانند که خداوند حکیم و فرزانه است؛ و ابتلا و آزمایشات را برای انسان پیش میآورد تا امور نیک و بدی را که در وجود او پنهان است، آشکار نماید، (﴿فَيُؤۡمِنُواۡ بِهِۦ﴾) تا به سبب آن ایمان بیاورند؛ و پس از دفع شبهه، ایمانشان افزون گردد. (﴿فَتُخۡبِتَ لَهُۥ قُلُوبُهُمۡ﴾) و دلهایشان خاضع و تسلیم خدا شود. و این، از هدایت الهی است که به آنها بخشیده است. (﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) و خداوند مومنان را، به سبب ایمانشان، به راه راست هدایت مینماید. و راه راست؛ یعنی دانستن حق، و عمل کردن به مقتضای آن. پس خداوند مؤمنان را، با سخن استوار، در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم مینماید؛ و این نوعی از تثبیت خداوند برای بندگان است. و این آیات بیان مینمایند که سایر پیامبران، برای پیامبر اسلام، الگو و سرمشق میباشند. وقتی که به هنگام خواندن و تلاوت آیۀ ﴿أَفَرَءَيۡتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ﴾ رسید، شیطان در تلاوت او، این را افکند «تِلکَ الغَرانِیقُ العُلَی وَإنَّ شَفَاعَتَهُنَّ لَتُرتَجَی» یعنی «لات» و «عزّی» و «منات»، بتهای بس والا مقام هستند، و شفاعت کردن آنها، جای امید است. به این سبب پیامبر غمگین شد و فتنهای برای مردم گردید، همچنانکه خداوند متعال بیان نمود. پس خداوند این آیات را نازل کرد[مؤلف کتاب «نصب المجانیق لنسف قصۀ الغرانیق» به طور مفصل و علمی در این کتاب به این حدیث میپردازد و ثابت میکند که این حدیث، حدیثی موضوع است. و از این مطلب نیز سخن به میان میآورد که معنای صحیح آیۀ ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٖ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّآ إِذَا تَمَنَّىٰٓ أَلۡقَى ٱلشَّيۡطَٰنُ فِيٓ أُمۡنِيَّتِهِۦ﴾ چنین است: «و هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادهایم مگر اینکه هنگامی که چیزی را تلاوت میکرد، شیطان وسوسهها و شبهاتی را در دل کافران میانداخت....»«و»].