Skip to content
Tafsir As-Saadi - Persian · Al-Baqara
Sūrah 2

Al-Baqara

This is a tafsīr in a language other than Arabic as the Quranic Universal Library (QUL, by Tarteel) has it, taken through the open copy of QUL’s data that spa5k/tafsir_api keeps. QUL’s record does not say who wrote or translated it or which printed edition it follows, and states no licence for the text, so the right to show it is not verified. Nobody has compared it with a printed book, and no scholar has reviewed it. Each passage stands beside the verses it comments on, which are the Qur’ān text of Tanzil, shown as it is there. Sabīl did not write or translate any of it.

Text fromQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITtaken 2026-10-21

Verses 168–170

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ كُلُوا۟ مِمَّا فِى ٱلْأَرْضِ حَلَـٰلًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَـٰنِ ۚ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ 168 إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِٱلسُّوٓءِ وَٱلْفَحْشَآءِ وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ 169 وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَآ أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ ۗ أَوَلَوْ كَانَ ءَابَآؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْـًٔا وَلَا يَهْتَدُونَ 170

يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ، اي مردم! از آنچه در زمين حلال و پاکيزه است بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي نکنيد همانا او دشمن آشکار شماست. إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ، همانا شيطان شما را به بدي و زشتي فرمان مي دهد و اينکه آنچه را که نمي دانيد به خدا نسبت دهيد. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ، و هنگامي که به آنان گفته شود:« از آن چه خداوند فرو فرستاده است پيروي کنيد: ، گويند:« بلکه از آن چه پدرانمان را بر آن يافته ايم پيروي مي کنيم »، آيا چنان چه پدرانشان چيزي را درک نکرده و به راه صواب نرفته باشند، باز هم شايسته پيروي هستند؟!

(168) این خطاب متوجه همۀ مردم اعم از مومن و کافر است. پس خداوند برآنها منت گذاشته که آنها را فرمان داده، تا از تمام آن چه در زمین است؛ از دانه‎ها و میوه‎ها و حیوانات بخورند، به شرطی که (﴿حَلَٰلٗا﴾) استفاده از آن برای‏تان حلال باشد و آن چیز به زور گرفته نشود و مال دزدی نباشد و به‌وسیلۀ معامله‌ای حرام یا به صورت نامشروع به دست نیامده باشد. (﴿طَيِّبٗا﴾) یعنی پاکیزه باشد و ناپاک و آلوده نباشد، مانند مردار، خون، گوشت خوک و چیزهای نجس و ناپاک. این آیه بیانگر آن است که اصل در هرچیزی مباح بودن آن است؛ و اینکه خوردن و بهره بردن از آن جایز است. نیز از این آیه استنباط می‌شود که حرام بر دو نوع است: یا ذاتاً حرام است؛ که عبارت از چیز خبیث، آلوده و ناپاک است؛ یا به سبب چیزی که برآن عارض گردیده، حرام گشته است؛ و آن چیزی است که به خاطر تعلق گرفتن حق خدا یا حق بندگان به آن، حرام شده است. این آیه بیانگر آن است که خوردن به اندازه‎ای که جسم انسان را تقویت کند، واجب است و ترک کنندۀ آن، گناهکار محسوب می‌شود؛ چراکه فرمان خدا را سرپیچی کرده است. خداوند آنها را دستور داد، تا از آنچه آنان را بدان مأمور کرده و صلاح و نیکی آنها را در بردارد، پیروی کنند؛ و از پیروی کردن از گام‌های شیطان، پرهیز نمایند: (﴿خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) یعنی راه‌هایی که شیطان به در پیش گرفتن آن امر می‎کند؛ که شامل تمامی انواع گناهان، از جمله کفر و فسق و ستم می‎شود. این آیه شامل تحریم «سوائب»[«سوائب» جمع «سائبه» است و به شتری گفته می‌شود که به منظور شفا یافتن بیماری و یا پایان یافتن جنگ رها می‌شود] و «حام»[«حام» بر شتری اطلاق می‌شود که بر پشتش سوار نمی‌شوند و بر آن بار نمی‌نهند؛ و آن شتری است که ده نسل از وی متولد می‌شود] و مانند آن می‌شود؛ همچنین خوردن چیزهای حرام را نیز در بر می-گیرد. (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٌ﴾) همانا او دشمن آشکار شماست؛ یعنی دشمنی‎اش آشکار است و از فرمان دادن شما، هدفی جز فریب دادن‏تان و اینکه اهل جهنم باشید، ندارد.

(169) پروردگار جل جلاله فقط به این بسنده نکرد که ما را از پیروی نمودن از گام‌های شیطان نهی کند، بلکه ما را از دشمنی او مطلع نمود، تا از وی بپرهیزیم. سپس به این نیز اکتفا نکرد و ما را به صورت مشروح از آنچه شیطان به آن فرمان می‎دهد، مطلع نمود و بیان داشت که آنچه شیطان بدان فرمان می‎دهد، زشت‎ترین و بزرگ‌ترین فسادرا در پی دارد. به همین جهت فرمود: (﴿إِنَّمَا يَأۡمُرُكُم بِٱلسُّوٓءِ﴾) همانا شیطان شما را به بدی فرمان می‎دهد و انجام دهندۀ آن را دچار شر و بدی می‎کند. و همۀ گناهان در این داخل‎اند. (﴿وَٱلۡفَحۡشَآءِ﴾) از باب عطف خاص بر عام است؛ زیرا «فحشاء» یعنی گناهانی که زشتی آنها به نهایت رسیده است، مانند زنا و نوشیدن شراب و قتل و تهمت و بخل و سایر موارد، که هر کس عقل داشته باشد، آنها را زشت می‎داند. (﴿وَأَن تَقُولُواۡ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾) و اینکه آنچه را نمی‌دانید به خدا نسبت دهید. نسبت دادن امورات شرعی و تقدیری به خداوند بدون علم و آگاهی، در این مورد داخل است. پس هرکس خداوند را به غیر از آنچه او خود را به آن متصف نموده است، توصیف کند؛ و یا به غیر از آنچه پیامبرش او را بدان متصف نموده است، متصف نماید؛ و یا چیزی را از خداوند نفی کند که آن را برای خود ثابت کرده است؛ و یا چیزی را برای خداوند ثابت نماید که آن را از خویشتن نفی کرده است؛ به راستی که بدون علم به خداوند چیزهایی نسبت داده و در مورد او بدون شناخت و آگاهی سخن گفته است. و هرکس ادّعا کند که خداوند همتایی دارد؛ و تصور کند که با پرستش بت‎ها به خدا نزدیک می‎شود؛ بی‎گمان بدون علم در مورد خداوند سخن گفته است. و هرکس بگوید خداوند فلان چیز را حلال نموده و فلان چیز را حرام کرده است؛ یا به فلان چیز دستور داده و از فلان چیز نهی کرده است؛ و بدون آگاهی این چیزها را بگوید؛ همانا او بدون علم بر خداوند سخن بسته است. و هرکس بگوید خداوند این نوع از مخلوقات را به خاطر فلان علت آفریده است و برای اثبات سخن خود دلیلی نداشته باشد، به راستی که بدون علم چیزهایی را به خداوند نسبت داده است. و بزرگ‌ترین دروغی که، به خداوند نسبت داده می‌شود این است که کلام خدا و پیامبر طبق مفاهیمی تفسیر شود که گروهی از گمراهان آن مفاهیم را مصطلح کرده‎اند، سپس گفته شود: منظور خدا از کلامش همین بوده است. پس نسبت دادن سخن به خداوند بدون علم، از بزرگ‌ترین و جامع‌ترین امور حرام و منحرف‌ترین راه شیطان است. این است راه‌های شیطان که او و لشکریانش مردم را به سوی آن فرا می‎خوانند. آری! آنان برای گمراه کردن خلق، هر مکر و فریبی که در توان دارند، مبذول می‎دارند. اما خداوند متعال به عدل، نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می‎دهد و از زشتی و منکر و تجاوز نهی می‎کند. پس انسان باید فکر کند و بنگرد که با کدام‌یک از این دو دعوتگر همراه است؟ آیا از دعوت خداوند پیروی می‎کند که خیر و سعادت دنیا و آخرت او را می‎خواهد؟ خداوندی که رستگاری کامل، در اطاعت اوست و موفقیت آن است که آدمی در خدمت او باشد. و همۀ سودها در معامله کردن با خداوندی است که نعمت‎های ظاهری و باطنی را به انسان ارزانی داشته است؛ خداوندی که جز به خیر و خوبی فرمان نمی‎دهد و جز از شر و بدی نهی نمی‎کند. یا اینکه از شیطان، که دشمن انسان است و او را به بدی فرا می‎خواند و برای هلاک کردن او در دنیا و آخرت تلاش می‎کند، پیروی می‎نماید؟! شیطانی که شر مطلق در اطاعت از اوست و زیان کامل در ولایت و دوستی او. شیطانی که جز به بدی فرمان نمی‎دهد و جز از خوبی نهی نمی‎کند.

سپس خداوند متعال از حالت مشرکان خبر داده است؛ همان‌هایی که هر وقت به پیروی کردن از آنچه خداوند بر پیامبرش نازل کرده است امر شوند، روی بر تافته و می‌گویند:

(170)  (﴿بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾) پس آنان به تقلید از پدران‏شان اکتفا کرده و نسبت به ایمان آوردن به پیامبران تمایلی از خود نشان نمی‌دهند. در صورتی که پدران‏شان جاهل‎ترین و گمراه‌ترین مردم بوده‎اند. و این، مستمسکی است ضعیف برای رد کردن حق و رویگردانی از حقیقت و اظهار بی‎علاقگی نسبت به آن، و دلیلی بر عدم انصاف آنهاست. پس اگر آنها راه هدایت‌را در پیش می‌گرفتند و نیت پاکی داشتند، می‌بایست از حق پیروی ‎کنند. و هرکس که حق را هدف خویش قرار دهد و آن را با باطل مقایسه کند، قطعاً حقیقت برای او روشن می‎شود و اگر انصاف داشته باشد از آن پیروی می‎نماید.