Skip to content
Tafsir As-Saadi - Persian · Yunus
Sūrah 10

Yunus

This is a tafsīr in a language other than Arabic as the Quranic Universal Library (QUL, by Tarteel) has it, taken through the open copy of QUL’s data that spa5k/tafsir_api keeps. QUL’s record does not say who wrote or translated it or which printed edition it follows, and states no licence for the text, so the right to show it is not verified. Nobody has compared it with a printed book, and no scholar has reviewed it. Each passage stands beside the verses it comments on, which are the Qur’ān text of Tanzil, shown as it is there. Sabīl did not write or translate any of it.

Text fromQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITtaken 2026-10-21

Verses 94–95

فَإِن كُنتَ فِى شَكٍّ مِّمَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ فَسْـَٔلِ ٱلَّذِينَ يَقْرَءُونَ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلِكَ ۚ لَقَدْ جَآءَكَ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُمْتَرِينَ 94 وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِ ٱللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ 95

فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ پس اگر دربارة چيزي كه بر تو نازل كرده ايم، در شك و ترديد هستي از آنان كه پيش از تو كتاب مي خواندند بپرس. بي گمان از سوي پروردگارت حق براي تو آمده است. پس، از شك كنندگان مباش. وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ و نيز ازآنان مباش كه آيات خدا را تكذيب كردند، آنگاه از زيانكاران خواهي بود.

(94) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿فَإِن كُنتَ فِي شَكّٖ مِّمَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ﴾) اگر دربارۀ چیزی که بر تو نازل کرده‌ایم شک و تردید داری که آیا درست است یا نادرست؟ (﴿ فَسۡ‍َٔلِ ٱلَّذِينَ يَقۡرَءُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكَ﴾) از اهل کتابِ منصف و علمای راسخ بپرس؛ زیرا آنان به راست بودن آنچه که تو از آن خبر داده ای، و موافق بودن آن با کتابی که با آنهاست، اقرار می‌کنند. اگر گفته شود: بسیاری از یهودیان و نصارا -بلکه بیشترشان- پیامبر را تکذیب کردند، و با او مخالفت ورزیدند و دعوت او را نپذیرفتند و رد کردند؛ با این حال خداوند پیامبرش را دستور داد تا آنها را گواه بگیرد، و گواهی دادن آنها را بر صحت آنچه پیامبر آورده است، حجت قرار داده است؛ پس این چطور تفسیر می‌شود؟ پاسخ این را از چند جهت می‌توان گفت: یکی اینکه شهادت و گواهی دادن وقتی که به گروهی یا به پیروان مذهبی یا به شهری نسبت داده شود، شامل افراد منصف و راستگوی آنها می‌گردد. اما غیر از منصفان و راستگویان -هرچند زیاد هم باشند- اعتباری ندارند؛ چون شهادت بر مبنای راستگویی و عدالت استوار است. و این گواهی دادن با ایمان آوردن بسیاری از دانشمندان ربّانی آنها مانند «عبد الله بن سلام» و یارانش و «کعب الأحبار» و غیر آن دو، و بسیاری از کسانی که در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم و جانشینانش و کسانی که پس از آنها بودند، حاصل گردیده است. و اینکه گواهی دادن اهل کتاب برای پیامبر صلی الله علیه وسلم بر اساس کتابشان تورات است که آنها به آن منتسب‌اند. پس اگر در تورات چیزی وجود داشته باشد که موافق با قرآن باشد و آن را تصدیق ‌نماید و به صحت آن گواهی ‌دهد، و از طرفی همۀ اهل کتاب جمع شوند و آن را انکار کنند به آنچه پیامبر آورده است، عیبی وارد نمی‌کند. و اینکه خداوند متعال پیامبرش را دستور داد تا اهل کتاب را بر صحت و درست بودن آنچه آورده است گواه بگیرد، و این را در ملأ عام اعلان نمود. و مشخص است که بسیاری از اهل کتاب به شدّت در صدد ابطال دعوت پیامبر صلی الله علیه وسلم بودند، پس اگر آنان در نزد خود چیزی داشتند که آنچه را خدا بیان کرده است رد می‌کرد، حتماً آن را آشکار می‌کردند. پس وقتی که چنین نکردند، این خود روشن‌ترین دلیل بر صحت قرآن و راستی آن است. و اینکه بیشتر اهل کتاب دعوت پیامبر صلی الله علیه وسلم را رد نکردند، بلکه بیشترشان آن را پذیرفتند و از روی اختیار از آن فرمان بردند؛ زیرا پیامبر در حالی مبعوث شد که بیشتر مردمِ روی زمین اهل کتاب بودند، و مدت زیادی بر دین پیامبر نگذشت تا اینکه بیشتر اهل شام و مصر و عراق و سرزمین‌هایی که در کنار آن بود و مقر دین اهل کتاب بود، به اسلام گرویدند و کسی جز فرمانروایانی که ریاستشان را بر حق ترجیح می‌دادند، و مردمانِ عوام و نادانی که از آنها پیروی می‌کردند، و کسانی که فقط نام دین را یدک می‌کشیدند، مانند فرنگی‌ها، که در حقیقت دهری و بی‌دین هستند و از ادیان پیامبران دور می‌باشند، باقی نماند. واین فرنگی‌ها خود را به دین مسیح نسبت می‌دهند تا فرمانروایی خود را رواج دهند، و مردم را به باطل خود بفریبند. و هرکس حالات آنها را بنگرد، این را می‌داند. (﴿لَقَدۡ جَآءَكَ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ﴾) بی‌گمان از سوی پروردگارت حقی برای تو آمده است که به هیچ صورت در آن شکی نیست. (﴿فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ﴾) پس، از شک کنندگان مباش. مانند فرمودۀ الهی که می‌فرماید:﴿كِتَٰبٌ أُنزِلَ إِلَيۡكَ فَلَا يَكُن فِي صَدۡرِكَ حَرَجٞ مِّنۡهُ﴾ کتابی است که آن را به سوی تو فرستاده‌ایم، پس در دلت از آن شک و تردیدی نباشد.

(95) (﴿وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواۡ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ﴾) و نیز از آنان مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، آنگاه از زیانکاران خواهی بود. خلاصه مطلب اینکه خداوند از دو چیز نهی کرده است: شک و تردید در قرآن، و بیشتر از آن یعنی تکذیب کردن آیات روشن خداوند که به هیچ صورتی قابل تکذیب نیست. و خداوند نتیجۀ تکذیب قرآن یا داشتن شک و شبهه را زیان‌مندی قرار داده است. زیان‌مندی؛ یعنی از دست دادن هر سود و نفعی، و این زیان مندی با از دست دادن پاداش دنیا و آخرت و پیش آمدن عذاب در دنیا و آخرت تحقق می‌یابد. و نهی کردن از چیزی، دستور دادن به ضد آن است، پس خداوند به تصدیق کردن کامل قرآن و اطمینان داشتن به آن و روی آوردن به آن در علم و عمل دستور می‌دهد. پس با این کار، بنده از سودمندان می‌شود؛ کسانی که به بزرگ‌ترین خواسته‌ها و بهترین امور وکامل‌ترین فضیلت‌ها دست یافته، و هر زیان و ضرری از آنان دور می‌شود.